23 March 2007

بهاران با گشودن 1200 پنجره
به سوی 1200 دیدگاه ایرانی

نخستین فهرست مستقل وب ایرانی: "نمایه ها"
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9∋=20900
آژانس خبری کورش




نخستین فهرست مستقل وب ایرانی "نمایه ها" در مهرماه گذشته با گشودن 550 پنجره به سوی 550 دیدگاه ایرانی پراکنده در جهان، شروع به کار کرد و اینک با 1200 پنجره بزرگترین وبنمای ایرانی است
و تنها وب نمای ایرانی است که صرفا به وبلاگهای مبارزاتی یا بسیار شخصی پیوند داده است؛ و به موازات: به چند سایت مبارزاتی!

فکر و پیشنهاد بوجود آمدن یک وبنمای مستقل که به طور علنی یا "نامریی" به مراکز اصلی و فرعی نبلیغات حکومت آخوندی "وصل" نشود، و مطالب وبلاگهای ایرانی را به صورت سر و صدای ارکستر ویژه ویولون اول تبلیغات غیر مستقیم حکومتی تبدیل نکند، با هر که در میان گذاشته شد، کلی تعریف و تمجید و "قول همکاری" تحویل داد؛ البته فقط تا وقتی که الزاما (و برای چندمین بار) مشخص نشده بود، که قرار نیست "نمایه ها" به "نمایشگاه" هیچ یک از "همکاران" تبدیل شود و هدف دیگری ندارد، جز ایجاد یک مرکز مستقل برای ارتباط با انتشارات وبلاگهای مبارز یا شخصی!

....................

امورات فنی بوجود آمدن وبنمای مستقل "نمایه ها" را صرفا مدیون آقای پرویز هراتی نژاد هستیم که در بین روزنامه نگاران اینترنتی تنها سردبیری است که همانطور که میدانیم از آغاز کار ابنترنتی اش، به پیوند دادن به وبلاگها ارزش قائل بوده است. به همین دلیل هم باعث خوشوقتی است که آژانس خبری کوروش که نخستین بازتاب گسترده فراحزبی مبارزات علیه حکومت آخوندی را مدیونش هستیم، موافقت کرده است، که این وبنما "میهمان" کوروش باشد!

...............................

در ستون بزرگ "نمایه ها" تیتر و آغازیه مطالب جدید 50 منبع اینترنتی دیده میشود و با کلیک کردن بروی اعداد100 ... 200 ...300 ... 500... (در ستون کوچک) مطالبی به همین تعداد را نمایان میکند.

با کلیک کردن بروی "اسم منبع" (در ستون بزرگ) میتوانیم به اصل منبع مرتبط شویم.

. کل "فعالیت" کامپیوتری "نمایه ها"، (بجز "ثبت" یا "حذف" نام و آدرس منابع، که انجامش متاسفانه فقط به عهده سه نفر است)
به طور اتوماتیک انجام می گیرد و هیچکس در نحوه و نوبت و انتخاب و نوع انعکاس منابع اینترنتی نام نویسی شده در"نمایه ها"
و حتی در نحوه قرار گرقتن اسامی منابع آمده در فهرستها (ستون کوچک) دخالتی ندارد:

آلبالو
آزادی اندیشه
دختری از ایران
به نام اهورا مزدا
بنیاد جوانه های سبز ایران
پری دریائی
کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
" جامعه شناسی ايران " Sociology of Iran
#بزغاله##
*** آينه *** Ayene ***
... For nature
:: صفــر مطـلق ::
†bernadetsoubiro†
๑۩۞۩๑ المرغ العربی๑۩۞۩๑
Mehran
لحظه ها رو با تو بودن
مشق
هم زنجیر*** رضا اخلاصمند
وبلاگ صورتی
پیک صبا
آماتور
آونگ خاطره های ما
اورمزدان
باغ بی برگی
رویدادهای مبارزاتی مردم ایران
سینما × سینما
عکس العمل
!!!(((( شب های بدون صبح ))))!!!
" تبارشناسي طراحی صنعتی/GENEALOGY OF INDUSTRIAL DESIGN"
بابا و دخترش
قلوه سنگ
منجم باشی
( DEMOCRACY FOR IRAN)دموكراسي براي ايران
((::حزب جوانان زير آفتاب::))
(*O0o.....BinamoBineshan.....o0O*)
(.:*~. شــــــاســــــــوســـــــــا .~*:.)
(Freedom and Democracy in Iran) آزادی و دمکراسی
****سارا سوسول****
***بی سرزمین تر از باد***
--::Shadeless::-
.. مجال مقال
... وقايع ابن محمود ...
... یک نوستا لژیک ...
...::كلاشينـكـف ديـجيتال::...
...به یاد آرزوهایی که میمیرند
...باران اما...از نوع توپش
...جوجه تیغی ها از سکوت می ترسند...
...سروش در لابيرنتش...
..: من یه نفر + شما چند نفر :..(حامین)
..:: نـفـریـن‌نـامـه ::..
..:: دکسير, وبلاگی متفاوت ::..
.: LostLord :.
.:گيس گلابتون:.
.:تنها در تاريکي:.
1807
19 بهمن
3 Points...
30نما
469
7434
:.نــاله های سوزنــاک عشق .:
:: L o O l i Y a N ::
:: مام وطن ::
:: Webnevis.Net > وب نويس
::: PinkFloydish :::
::گامی به پیش::
a gilemard
A Netizen's Diary - Behrooz Noeipour's Weblog
abadania
ABC
ABCHINUS
Abdol-Qader Balouch | Satire
Academist :: دانشجویان :: بانک مقالات علمی به زبان فارسی
ACCESS IS DENIED
afrapress
Aftabparast
Agrandissement
akkasee - Website
Aleph
Ali ARAM
alpr
Anti Memoirs
Ardeshir Dolat
armanika
Asgharagha.com :: Hadi Khorsandi
asroone
Ayandehnegarآينده نگر
azar
‡ Little Memol ‡
¤ ساروي كيجا ¤
¤¤¤¤¤بیـ ـچـ ـاره ایـران!
•▪•● هک و کرک ●•▪•

banoo ilazar
Battan
Bi-lingual Farsi Posts
Biondo
BMD
butimar
Cameron Cartio
Carpe Diem
Carpe Diem » Recent Links
CENTER FOR IRANIAN STUDIES - کانون پژوهشهای ايران شناختی
CENTER FOR IRANIAN STUDIES - کانون پژوهشهای ايران شناختی
Challenge Pit
Che Guevara چه گوارا
Chera na ... ?
CitizenKaveh
corelist.net
Creation Of Rainbow
Cyrusnews.com - Farsi
Dark Ages
del.icio.us/farshadonline
del.icio.us/farshadonline/وبلاگ
del.icio.us/itstart
Deutsch-Iranisches Forum
DigiZen
Do-L
Dordaneh
Eivan.ir|A Different View To Life
Farya
Farya
Faryad
fornobody
frhdaily
Full Metal Jacket
ghajarboys picture
ghajarboys picture
ghAsedak*
Golhaye Ma
Gooya IT
Guest
hambastegi
Happy Birthday
harchegashtimdarinshahrnaboodahledeli
Harmonytalk
HEES
herstory
Human Rights Activists in Iran En
i Mechanical Engineer
ICTIr.NET
IMG
info122
Intellectual-Frantic
IranEmsal >>> !از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
Iranian Artists In Exile
Iranian Humanist Association
Iranian Lolita لولیتای ایرانی
Iranian Woman
Iranian Woman
IranPrison
JMINews.com - Farsi
Kak Hiwa * كاك هيوا
Kalagh-Siah
Karan Reshad
Keyhangasht
KHABARNEGAR
Kharazmi.org
khodemooni
KhorshidKhanoom
khotooraat(خطورات سينا هدا(متولد:6/9/1381
Kourosh Sehati کوروش صحتی
lakomeh لاکومه
Latest entries from persiangulf.blog-city.com
Lord's PhotoBlog
Lost 4 words
M I D A F
mahsa
Mardetanha
Maryam Momeni
Mazaheb
Mehrvazh
Member's Weblog
Mentor
Meydaan.com :: Women's Field
Mieem Ahlef Weblog
Mihanblog.Com
Mihanblog.Com
Mihanblog.Com
Mihanblog.Com
mojde
MOJGAN KAHEN
MOJGAN KAHEN
MOJGAN KAHEN
Mokhalef Entekhabat
Montaghed | نگاه انتقادی صادق.د به سياست، فرهنگ و جامعه
My Idealism
My Little Ideas
MY PAGE
My Way
Nasiri Photos
Nasiri Photos
nasle3
News
neylabak
Niloofar Tajbakhsh
nimasal.com
nimeyehman
niva
No Response
NOQTE نقطه ته خط - Blogs
North Star
Note On Nothing
Occupation; Reporter
Omid Habibinia : Media Researcher
One Click For Ever
OXIN
PaGondeh
panahjoo.com
Parish و دگراندیشیهایش::::
peace77
penlog
Persian Committee to Protect Bloggers
Persian Wisdom :: خرد پارسی
Pezhvak | پژواک
Pezhvak | پژواک
Powered by Arez 4.5.2
Powered by ShahnamehvaIran.com
Proshut
Re-Born of:
redcat
Review
revolt
revolt
safar be farasoo
Safirlink
Sahar Maranlou
Salvation
Scarlett
SEEKING LIFE
shabnamefekr
silences
Sir Hermes Marana
sisyphus::سیسیفوس::
Snapshot
sohil_m54
Special.ir
Spectre شبح
Tafrihi.Ir
Tehran
The confessions of a delusional mind
The Londoner - لندنی
The Sheltering Sky ..... آسمان ِ سرپناه
The Spirit of Man
Tila Cactus
TINTIRIOL
Underline IT زير خط
Underline IT زير خط

فلسفه: هنر شیدایی
فهم
فیلم آنلاین
فیلمهای فارسی
فیلصفحه
فانوس کوه
فر یاد پارسیان
فرهنگ و هنر
فرهاد فرهنگ فر
فروغ
فریاد در شب
فریادی آزادانه
فریادی در تاریکی
فرانکلین
فراری
فردای ِ روشن
فردای روشن
فصل گستاخی
فعالان حقوق بشر در ایران
فعالان حقوق بشر در ایران
ققنوسان : گاهنامه ادبی ، فرهنگی و هنری
قلم
قلک
قمار عاشقانه
قوقولی قوقو
قورباغه باز
قوس نزول خورشید
قیمت آزادی
قارچ سمی
قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67
قصه ما
قصه‌های عامه‌پسند
قصهء من...
قصّه و شعر
كله كشك
كلبه خرابه
كميته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
كمپين آزادي براي احمد باطبي
كوپه شماره هفت
كافه ناصری
كانون صنفي معلمان ايران1
كتاب در خانه
كتابلاگ
كتابلاگ
لنج
لينک هنر
لینک باکس جهت افزایش آمار بازدید سایت
لانگ شات
لاتلند
لحظه
م. آشـنا
مـحبــت کـــه گـنـــــــاه نـیـســت
مقالات سایت طلیعه سپیده دمان
ملودی ناز
ملا حسنی
من ,شب و خورشید
من و كتاب هايي كه خوندم
من و مهاجرت
من و سا یه من
من در غربت
من زنم
من عروس همانم که در استخاره بد آمده بود
منو بشناس
منگنـــــــــــــــــــــــه
من، فقط یک زن
من، او هستم
منطقه مرده
مهار بیابان زایی
مهدی کاظمی ( تحلیل های روزانه )
مهر آب
مهر ایران
مهر ایران
مولتی‌متر
موومان پنج‌ُم
موج نو
موج سنگین گذر زمان
موسیقی و فیلم
می شنوم
می‌دونم که اونجایی
میقات
مینیمال ها و طرح های رضآ نآظم
میکده ی کوهستانی
میداف
میداف
میرزا پیکوفسکی
مَتَتي
مژده و کارخانه شکلات سازی
مکتوب
مکتوبات یک محکوم به زندگی
ما چند نفر
ما اينيم
ما...هيچ...ما...
مامان و بابا و دخترشون
مانا مهر
ماه من!سلام
ماه کولی
ماه تلخ
ماکرومدیا » در اینترنت چه میگذرد؟
ماجراهای سفيدبرفی در فرنگستان
ماده 19
متولد ۱۳۵۷
مثل درخت در شب باران
محمد حسن قديری ابيانه
محافظت
محاوره
مخمل
مدادهای شکسته
مدرسه...درس...عشق...بی کاری...
مرواريد عرفان..من
مرکز پخش خبری سازمان آزادی زن
مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مردابست
مراقبه ( ZAZEN )
مرتد
مرثيه اي براي گلگونه هاي كوچك
مرد پیر
مرد پیر
مردِ مُرداد
مزيدي
مسير يك ذرّه
مشروح خبرها
مطرود آگاه
معماران بزرگ ایران زمیــن
معرفي کتاب :و خنياگران چه غمين پرده مي کشند بر اسرار اين فريب
چكمه
نمای آینده :: کریم ارغنده پور :: futurama.ir
چنچنه
ننه جهان می گفت ...
چه خبر در ایران و سوئد؟
نه ديگه اين دل من دل نمي شه
نهیـب سـکوت
چهارمضراب
چهره ی زن هنرمند در جوانی
چو ایران نباشد تن من مباد
چون نقطه ی شک
نوای ممنوعه
نوبت ما
نوری بر کورسوهای تاریک
نوشته های يک پسر شاد
نوشته های بهزاد افشاری
نوشته های حسین پویا
نوشته های ستار لقایی
نوشته‌های آدم معمولی
نوشته‌های آدم معمولی
نيمکت من
چيزی ميان ۲ فريم
نی نی جون ويادداشتهايش
نیکات
چیزهایی که نگفتم!
نیستان
نژادگان
نگفتنی ها | Nagoftaniha
نگاه
نگاه
نگاه دانشجو
نگاهی از دور
نگاهی دست و پا شکسته
نامه هايی که پسر همسايه پاره کرد
نامه های ایرونی
نامه های ایرونی
نامه های سوشيانت هزارم
نامه هایی از تبعید
نامه‌های باز نشده
نامه‌هایی به خودم
نان و پنیر
ناهید رکسان
چای تلخ
ناتاشااميري
چار دیواری
نازخاتون
نجوا های کلاغ سیاه
نجات دهنده
چخماقها کنار فتیله بی طاقتند
ندای امروز
ندای امروز
ندای سرخ
چرک نویس
چراغ هاي خاموش
چراغی زیر شیروانی
نرد و چترنگ
نسل فردا
نسل پنجم
نسل جديد، دیدگاه های یکی از نسل سوخته...
نسرین
چشم هایش
چشمك
چشمهایی که فکر می کنند
چشمان بیدار
چشمان دیگر
چشمان زنان
نشانه ها دروغ مي گويند
نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه
هفت قدم تا تــــــو
هفت سلام
هفته های خاکستری
هلندی سرگردان
هم واژۀ آزاد Nasour Naghipour
همنهاد
همچون کوچه ئی بی انتها
همه ي همهمه هاي همه
همه آرزوهای من
همين جوري
هميشه خالي
همبستگی ملی
هنوز
هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی
هومت
هوپا
هواي آزاد
هواداران جنبش پان ايرانيست آذربایجان
هدیه لحظه ها
هر چی بخوای شاید باشه
هزینه آزادی
هزار و يك روز
هزار و یک روزنه
هزاردستان چمن
هزاردستان چمن
هشت - Daily Blogs
و ... چه و چه و چه
و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند!
وقایع اتفاقیه
وقایع اتفاقیه
ولـگرد
ویلچرران عاشق "پرستش"
واگویه
واحد اطلاع رسانی کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسي
واران
وب‌گل
وبلاگ میثم قهوه چیان
وبلاگ مبین زاده کوچک
وبلاگ کیانوش سنجری
وبلاگ گروهی فانوس
وبلاگ گروهی فانوس
وبلاگ گروهی سه قلم‌دار
وبلاگ گردی
وبلاگ پویا
وبلاگ پشتیبانان شورای ملی مقاومت ایران
وبلاگ اختصاصی گروه کامپیوتر پرشین بلاگ
وبلاگ بی عنوان
وبلاگ بابک خرمدین
وبلاگ باغ مظفر
وبلاگ تقی روزبه
وبلاگ تقی روزبه
وبلاگ خبری پن‌لاگ
وبلاگ راهرو وب
وبلاگ علیرضا شیرازی
وبلاگوار
وحی شبانه
ورونیکا سپیده
ورار(verar)
ورجاوند
يك اهري و اتفاقات ساده
يه جاي امن براي درد دل
يادداشت هاي اهور
يادداشت‌های نيک‌آهنگ کوثر
يادداشت‌های پراکنده رک‌گو
يادداشتهاي همسر يك روحاني
يادداشتهاي سپيد
يادداشتهاي سپيد
يادداشتهای گمشده
يرقان
یه وجب خاکِ اینترنت
یک فرشته
یک لر بلاگ
یک چمدان عکس کهنه
یک نعلبکی پر از انسانیت
یک پزشک
یک حبه حرف
یکی بودکه دیگرنیست
ٌWords Are Timeless
یادداشت ها - زری اصفهانی
یادداشت های : غیرکاغذی
یادداشت های پراکنده یک بچه مخفي
یادداشت های باران خورده
یادداشت های دو دانشجوی IT
یادداشت هایی از کابل
یادداشت‌های یک معترض
یادداشت‌های شیوا مقانلو در کازابلانکا
یادداشت‌های شبانه
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشتهای یه آدم ول معطل
یادداشتهای یک کارتن خواب
یادداشتهای یک اطلاع رسان
یادداشتهای یک دور مانده از وطن
یادداشتهای روزانه آذر ماجدی
یار دبستانی
یار دبستانی
یاس و داس
یخ بلاگ
یغورت
ٍِىٍِى
ّّپل
ژرف
ژرفا
ژرفا
۞ مجله دوستی ۞
٤دیواری
کــــــــودکانـه
کـومـه
کلَ‌گپ
کلبه شقایق
کميته دفاع ازحقوق و منافع ملي ايرانيان
کمی آفتاب درصفرمطلق
کمیته اقدام کارگری
کمیته حمایت از آزادیخواهان ایرانی
کنایه از هستم
کوچ: روزنگار شایان مشاطیان از تورنتو
کوچه
کوچه های تنگ
کوچه باغ آرزو
کوچه‌ی بی‌ دارودرخت
کویر سترون است اگر تو نیاری بر آن
کویر- محیط زیست
کودک ایران
کودکی گم شده
کودکی گستاخ و بازیگوش
کودکانه ها
کوروش زعیم را آزاد کنید
کیبرد آزاد
کیبرد آزاد - سایبراسپیس گردی با جادی
کیش و مات
کانون معلمان ايران
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - نمایندگی برلین
کانون دفاع از حقوق زنان سنندج
کانون صنفی معلمان ایران- تهران
کاپیتال
کارنامه ارشد
کاریکاتور- عکس و طرح
کاریکاتورهای یک استعداد درک نشده!!
کارگاه اندیشه
کارزار آزادی کیانوش سنجری
کاساندرا
کاشی خونه
کتاب در راه آزادی
کتاب‌های عامه‌پسند
کتابهای رایگان فارسی(خبرنامه)
کجا؟
کدوم راه
کسوف
کشکول جوانی
کشتی نوح
گــُـــــوبـاره
گفت و گوهای من و صادق
گفتني ها و شنيدني ها
گل کو
گل گندم
گلیمچه
گلین بانو
گمشده در بزرگراه
گناهکار
گون
گور فریادهای مرده
گور به گور
گورا-گورا. موجود افسانه‌ای که به آن معتقدم نیستم
گوراب
گوشزد
گیلانیان
گیسو
گپی با خودم
گاف ميشوم از سر رازهاي جهان بالاتر هم
گاف ميشوم از سر رازهاي جهان بالاتر هم
گام معلق
گام معلق لک لک
گاه نوشت
گذشته ایران زمین
گروه لاگ
گروه یاران مصدق (آزادی خواهان ایران )
گروه امداد و نجات موج پیشرو
گروه تخصصی کامپیوتر-آموزشکده سما زنجان
گراش و خودم
گردون
گزیر
گزیر
گزارش به خاک ایران
گزارش تجمع 15 آذر در دانشگاه تهران
گزارشگر
گشت‌ها
پلک سوم شب
پناه
پناهندگی
پناهندگان ایرانی در انگلستان
پنجمین آینه کمیته مبارزه با سانسور اینترنت درایران
پویاهه
پوريا ناظمی
پيامبري در زاگرس
پی دا
پیوند کده
پیوند کده
پیوندهای سرخ
پیک ایران
پیک ایران
پیک حقوق بشر
پیشوی من
پاكسيما
پاپيروس
پاپایا و میمون ها و نارگیل بزرگ
پاتوق گورکن ها
پارسا‌‌‌نوشت
پدر خوانده تروريسم جهانی
پرنوشت
پرنده خارزار
پرویز یاحقی
پرواز آبی
پرواز با پروانه
پریسا در دریای خوشبختی
پرگلك
پراكنده ها
پراکنده ها
پرسش، پارسایی اندیشه است
پشت هیچستان
پشت هیچستان
پشت يك پنجره
Valentine
Veroneeque
viran
web-A-ward ب - آ - ورد
Weblog of Ramin Farahani گاه نگاریهای رامین فراهانی
Webna
Wellcom to mobarezin (FIGHTER)
Write Time
xuxanof
yellow window دریچه زرد
Z Factor
z8un
Zabonderaz
zaghart
_آژیراک ___
آ د م
آ ذ ر بـــا یــــجــــــــا ن
آ.ف.ت.ا.ب پ.ر.س.ت
آف اسکرین
آلوچه خانوم
آليس در شگفتزار
آموزش ودعوتنامه جی ميل حک فلش سرگرمی دانلود
آموزش برنامه نویسی
آموزش خط میخی
آن سوي سينما
آن سوی دیوار
آنچه من از زبان فرانسه آموختم !
آناپورنا
آچار فرانسه یادداشت هایی در باره تبلیغات، اینترنت و تبليغات اینترنتی
آنتیـ.گون
آنسوی اقیانوسها
آهسته ‌وحشـــىــــىــــی می‌شوم(!)
آونگ خاطره های ما
آواهاي شبانه
آواز بلند
آواز دل
آواز عابری غریب
آوازهاي خار بيابان
آورا
آينه
آی آدم‌ها
آینه های روبرو Opposite Mirrors
آگاهِ من
آئیل
آب و آیینه
آب باریکه
آبی
آبی، رنگی که دوست دارم.
آبجي كوچولو
آتی بان
آخرین بهانه
آخرین بهانه
آخرین روزهای شاد بودن
آدم و حوا
آذرخش
آذرستان
آریوبرزن
آرتا و آرتین
آرزو
آرش
آز یاشا ، آزاد یاشا ،انسان یاشا
آزاد شو
آزادنويس
آزادوب
آزادي را فرياد كن...انسانيت را آواز
آزادی و برابری
آزادی یاد گرفتنی است
آزادی برای مجتبا سمیعی‌نژاد
آزادی برای کیانوش سنجری
آسمان همه جا آبی نیست
آسمان آبی
آشیل
آشپزباشي
آشپزخانه کوچک من
افلاطون كنار بخاري
افشين
افشین نگو یه دسته گل
اقتصادِ خودمونی
اموزش هک
امشاسپند
امشاسپندان | Amshaspandan
انفرادی
انجمن اسلامی نا کجاآباد
انجمن دفاع از زنان
انجمن دانشجويان آزاد
انجمن زنان زنده
انجمن طنز
اندیشه و خیال
اندیشه آزاد
اندر افاضات مرحوم آ سيدتقی (ره)
اوای رهایی
ايكاروس
ايمان امروز
ايران‌آرا
ايستگاه
این وبلاگ اسمی ندارد
اینترنت‌نامه‌ی انتقادی-فکاهی زابغر
اینجا آخرشه(شعر . عکس . موسیقی . جوک )
ایاک نستعین
ایران نامه
ایران کوه
ایران آزاد
ایران ازادی
ایران بیمار
ایران بان
ایران جدید
ایسنا
ایستاده چو شمع
اَچُل مَچُل
اکنون
اکبر منتجبی
اکس پارتی+فيلتر شکن+سياست+غالب+جک+دانلود
اگه حوصلتون سر رفته ...
اگه شوهر داشتم....
ابدیّت
ابرک شلوار پوش
اتاقي از آن خود
اتحاد کمیته های کارگری
اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی
اخبار جدید پیرامون طرح محدودیت سرعت اینترنت برای کاربران خانگی و کافی نت ها
اخبار سایت
ادبیات و فلسفه
ارنستو، اسطوره‌ی عصيان
ارنستو، اسطوره‌ی عصيان
ارامنه ایران
اراجيــــــــــف!!!
ارتش سایه ها
ارزيابی شتابزده
از ميان سه‌هزار هايكو به آن دو خرمالو مي‌نگرم
از میان هاشورها
از میان ریگ ها و الماس ها
از یاد مبر که زندگی ات جاودانه نیست
از یاد مبر که زندگی ات جاودانه نیست!
از پنجره جنوبی
از روزگار رفته، حکایت
از زندگی
ازاديخواهان زاگرسي
اشو زرتشت ، پیامبر اهورائی ایران زمین
اشعار طلیعه سپیده دمان
اشعار سایت طلیعه سپیده دمان
اطلسیها
اعماق سياه مركب
اعترافات یک ذهن خطرناک
بلاگ‌نوشت
بلاگچین
بچه مثبت شیطون
بچه های پنجشنبه
به نام انسان
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
به وبلاگ راه آزادی خوش آمدید
به پیش
به پاس رقم
به جستجوي لحظه ي موعود جاري در تمامي لحظه ها ....
بهــــــــــــــــــار آزادی
بهاری بود و ... خواهد بود
بهار۶۶
بهترین کتاب‌های کودکان
بوون و ژیـن (هستی و زندگی)
بوی جوی مولیان
بي خود
بی هیچ ترسی از جاذبه زمین
بی پرده :: وبلاگ شخصی ایمان روشنگر
بی خوابی
بینش رادیکال
بیانیه / فراخوان ...
بیایید دنیای بهتری بسازیم
بید مجنون
با من
با حسی به سرخی خون ایستاده ام
با خودش حرف می زند
با خاطراتم در سرزمين لاله ها : هلند
با شما یانم
بافنده
بانوی ماسه و ماه
بانوی ایرانی
بایگانی تصویر روز وبلاگ لنگرود
بایرامعلی تقدیم می کند:
بابونه
بابک خرمدین
بادبان
بادبادک
بادبزن دلم
بارهستي
باران در دهان نيمه باز
بارانک
باز... مصلوب
بازنشر مقالات فیلتر شده!
بازی یلدا
بازگشت
بازگشت به آینده
بازسازی
باشگاه خوانندگان چلچراغ
باشد که نباشیم بدانند که بودیم
باغ در باغ
باغ صد خاطره
بحث و جدل
بحریست بحر عشق
برف
برهنه چون آب تا پرسه های گل سرخ...
برگ سیاسی مجله :ایران داد
برگه های اوراقی...
برگریز
برای نجات جان کبرا رحمان پور
برای چشمهای براق تو
برای خودت زندگی کن
بزرگمهر حسين‌پور
ت مثل چی؟
تــرنـُّـم
تقويم تبعيد
تقویم تبعید
تقدیم به تو که برای همیشه یافتمت
تك ستاره
تلفنچی
تلاش های ذهنی من
تلخ نویسی های لقمانعلی:
تلخ‌ مره‌گي‌ها
تلخ،مثل عسل
تمام آرزوی من
تهوعیات یک روان پریش همفکر باز !
تو را من چشم در راهم ...!
توی قاب خیس این پنجره ها
توحید کریم زاده-اتش زیر خاکستر
تیر 78
تادانه
تار و سه تار
تارنوشت
تاريخ سينما
تاریکخانه
تاریخ و ادبیات ایران
تاسياني
تبر
تبعیدی
تبعیدیان شهر وان
تحقیقات فلسفی
تخته سياه
ترنم
تریبون شما
ترا اي کهن بوم وبر دوست دارم
ترا اي کهن بوم وبر دوست دارم
ترانه های کودکان
ترانه های برف
ترانه اي كه هرگز سروده نشد
ترانه زمستان
تغییر برای برابری
تغییر برای برابری
جلوه صبح
جمهوری حق ماست
جمهوری سکوت
جمهوری شورایی
جنبش مستقل دانش آموزی
جنبش آزادی ایرانیان_ جنبش مستقل دانشجویی
جنبش آزادی ایرانیان_جنبش مستقل دانشجویی
جنبش آزادیخواهانه و دمکراتیک دانشجویی
جنبش زنان ایران
جوك 4 اس ام اس
جوک طنز لطیفه Pishi maloos Jokes
جوانه ها
جوانه های ایرانی
جوانان وب لاگ نويس
جيك جيك مستون
جاودانان
جایی برای زیستن
جديدترين مطالب
جزیره بچه گرسنه
جستاری در گیتی
جشن تولد وبلاگهای پارسی
جعبه خاطرات ضد مورچه
حق و صبر
حقوقدان پاریسی
حقایق پنهان
حقایق درباره ی نازلی دختر آیدین
حلزونی
حنا
حواري خورشيد
حاجي ( HaG )
حاجی واشنگتن
حرفهاي يك پنجاه وچهاري
حرفهای یک حروم زاده
حرفی برای گفتن
حزب سبزهای ایران-Green Party of Iran
حسن درويش‌پور
خوێندکاری کورد
خواندنی ها از مجلات قديمی
خواب قاصدك ها
خوب که نگاه می کنی ...
خودشیفتگی
خورشيد آزادي ايران
خورشید نیمه شب
خُسن آقا
خانم کپی
خانه روشنان
خانوم حنا
خاگینه
خاطره کویر
خاطرات مملی و هاشیموتو
خاطرات یاسی در سفر به زمین
خاطرات روزهای طبابت
خبر نت
خبرنگار افتخاری نیویورک تایمز
خبرنامه آینده نگر
خبرنامه طلیعه سپیده دمان
خبرنامه‌ی فعالين دانشگاه مازندران
خبرهای بدون سانسورازوضعیت وبلاگ نويسان داخل ایران-
ختنه دختران ... جنايتی ديگر در جهان
خدابيامرز
خشم کوچه در مشت توست
خط خطی های من
دفتر بي‌ مخاطب :: دست نوشته هاي حنيف مزروعي
دل نوشته های یک روزنامه نگار
دل خاکی
دلبستگی
دلتنگیهای یک روزنامه نگار و فیزیک دان کوچک
دموکراسی و حقوق بشر
دنيــــاي ان. ال. پی
دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
دنیای علم
دندانپزشک
دو نفر بلاگ
دوباره می سازمت وطن
دود عود - آواز اصیل ایرانی
دورترين مرغ جهان
دوردست این چنین نزدیک
دوست معمولی
دوستانه های فرهاد و شيرين
دوستاران
دیهور
دیوانه سابق
دیگر این پنجره بگشای
دید سوم
دیدگاه های سیاسی و اجتماعی
دیدگاه های سیاسی و اجتماعی
دانا
دانش آموزان مبارز
دانشجویان ورودی 84 رشته کامپیوتر
دانشجویان پیشگام ایران
دایره سیاه
دات
داد خواهیم این بیداد را
داریوش کبیر
داستان ها و نوشته های کلاغ سبز
داستان بلاگ
دختر کهکشان
دختر کوچولو من
دختر ایرونی
دختر بودن
دخترم - غزل
دخترم آيسان
دختری از بهمن
دخترک
در مکانی خلوت
در مسير ديگر
در دفاع از روشنفكران
درفش کاوياني
درفش کاوياني
درنگ
درود
دریا پری
درگیر
درباره خوانندها و بازیگرها
درد و دل
دست نوشته ها
دست نوشته های تیم مدیریتی وبلاگ گزارشگر
دست نوشته های حسام
ذهن خسته
ذهن سیال
رقص روی سيم های خاردار
رنج نامه
رهپویان راه مصدق بزرگ
رهايی
رونوشتی از : وبلاگ جوان
روياي بهار
روی جاده نمناک
روی شیروانی داغ
رویاهای گمشده
رویابین ها
روانشناسی به زبان ساده
روابط عمومی نانا
رودجاری
روز شمار انقلاب
روز از نو...
روزمره
روزمرگي ها
روزمرگی های شهری
روزمزه گی ها
روزنه
روزنوشت های یک مبارز کوچک
روزنگار
روزنامه نگار اينترنت
روزانه
روزانه هاى شيدا محمدى
روسپیگری
ریس جمهور آینده اوس پیمان روشن ضمیر
رئیس بزرگ
رامین مولایی
رامین مولائی
راه نو
راهنمای فيلم های سینمای جهان
رادیوسیتی
راز لبخند
راز راه
راز سر به مهر
رختکن خاطرات
رسانه
رضا بهشتی معز
زمزمه های ذهن من
زمزمه هائي روي كاغذ
زن .... در ایران امروز
زن نوشت
زن آزاد
زن آزاد
زن باکره
زن دارای زیباترین جایگاه
زن روزنامه نگار
زن روزهای ابری
زن، حقوق و اجتماع
زن؛ من
زنان...... نیمه بزرگ انکار
زنانه های مارمالاد و مارسالاد
زنده بادپرندگاني كه پاييزرا تاب نياوردند
زندگي و پرحرفي‌هاي من
زندگی روی ترن هوایی
زندانی
زندانیان سیاسی آزاد باید گردد!
زیبا بیندیشیم
زیبای جاودانه
زیبایی تغییرات
زیتون
زیر چتر چل تیکٌه
زاویه دید
سفيد،تلخ،رها
سكوت ،سرشار از ناگفته ها
سلام
سلام انسان
سلام سوسیالیسم
سوگنامه یک سفید پوست
سوالات فلسفي
سوتیتر
سورئالیست
سوسک نامه
سيـــاه مشـــق
سينما زندگي است
سينمای آزاد
سيبيل طلا
سيدعلی گدا
سین / جیم ... و ... یادداشت
سیپریسک
سیاهکل
سیاورشن
سیاره وردپرس فارسی
سید محسن قائمی
سیروس شاملو
سکوت شب
سکوتی به رنگ سبز و به سنگينی نگاه ...
سکوتی در غوغا
سپيده و دوستاش
سپینود
سامانيس
سايه
سايت رسمی دکترحسين ميرزايی
سایه ای ز امروزها دیروزها
ساکن شهر شیشه‌ها
سابقا همخونه ها
سازمان اتحاد ملي براي رهايي ميهن
سازمانیابی دانشجویی
سازمخالف
سازها
سبــــکـبــال
سبک وزن
ستاره قطبی
ستاره دنباله دار
ستاره درخشان
سخن تبلور انديشه برتر
سر در نمی آورم
سرگشته
سرباز كوچك
سرباز كوچك
سردارجنگل
سردبیر دیپلم
سرزمین من
سرزمین جاوید
سعيد حاتمی
سعيد حاتمی
شمع آجین
شهید جاوید
شهبارا
شهر بی قانون
شهر سایه
شکسته ساز
شام مهتاب
شاناي
شانزده آذر
شاید...
شازده خانوم
شب نویس
شب نگاشت ها
شب دلتنگی
شب‏نوشته‏ها
شبـگــــــرد
شبنم فکر
شبنامه ها
شبنامه ها
شبکه‌ی تارعنکبوتی رنگین به روایت ساسان م. ک. عاصی
شبانگاهان
شباویز
شراره های آتش دربهشت
صفحات ديگر
صد دشتِ شقایق در خونِ دلم دارد
صداي ذهن من
صرصر «به یاد شادروان علی اردلان»
طنین سکوت
طنز های سایت طلیعه سپیده دمان
طومار: شعرخوری بر وزن هواخوری
طعم گس خورشید
عقايد يک دلقک
عقاید مرد رومانتیک با کلنگ
عقاید مرد رومانتیک با کلنگ-قسمت دوم
علی فرمانده
علی کوچیکه
علیه درد مشترک
عمو اروند
عمو اروند
عکاسی های خاطره کویر
عاشق ايران
عبید شاکی
عروس
عروسی خون
عروسک کوکی
عسل و شكر
عشق بتهوون
عشق تولد دوباره
عشق.ازادی.ایران
عصر جديد
عصر جديد
عصر روشنگری
عطر جان شيفته
عطسه های خیال
غنچه ای در کنار قلبم
غواص آزاد
غریب در وطن خویش
غربت نوشته ها
غزل پست مدرن و
غزلواره های من




سال نو مبارک !


مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور

http://www.cyrusnews.com/news/digaran/

گشودن 1200 پنجره
به سوی1200 دیدگاه ایرانی پراکنده در دتیا
فقط "آغاز" است
..........................................

تماس برای نام نویسی وبلاگ مبارز شما

barou@public-files.de

19 March 2007

فمینیسم ما بی نوروز است

شعری از مهستی شاهرخی
http://chachmanbidar.blogspot.com/

کسی به فکر دریا نیست
کسی به فکر ماهیها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که قلب فائزه از دوری شادی ورم کرده است
و باور کند که ذهن حسین و جواد پر از منشور است
و خانه آرام آرام دارد از جورابهای چرک پر می شود
و حس آشپزخانه
مثل بوی شنبلیله
چیزی مجردست که در انزوای فمینیسم بومی مان خشکیده است

فمینیسم ما تنهاست
فمینیسم ما بیمار است
فمینیسم وطنی ما
در انتظار دو کلمه حرف حساب
و یک مطلب منطقی
و یک اندیشه سازنده
چیزی بدون قشقرق و الم شنگه
خمیازه می کشد
و چنته ی حوض خانه ی ما به کل خالی ست

دخترکان جیغ جیغوی بی برنامه
هی پرسشنامه پخش می کنند و هی امضا جمع می کنند
شعرهای فروغ را تکرار کنان با خود به رختشویخانه می روند
و با زور سنگ پا برای مردم کوچه توهم مدنیت بی قانون ایجاد می کنند
هم به ملکه بند می کنند و هم نویسنده را جر می دهند
و از میان این همه حرف های خاله زنکی و ننر بازی این جوجکها
شب ها صدای اهن می آید
جنبش زنان ما بدجوری تنهاست
حیاط خانه ی ما نیز مخروبه ایست
که چندین و چند وارث دارد

پدر می گوید: جنبش زنان به من چه مربوط است؟
همین الانش هم با یک چشم غره ام
همگی تان می شاشید توی تنبان تان
من دارم می میرم و دیگر
چه فرقی می کند
این فمینسم قراضه تان باشد و یا نباشد
چرا نمی فهمید که تا من زنده ام
یک تشر برای من کافی ست

مادر می گوید
ننه جان برای خودت دردسر نساز
شب عیدی برو نذری بده
برو دم امامزاده و آجیل مشگل گشا پخش کن
دٍ برو و از روی بوته های آتش بپر
تا شاید نحسی از این خانه بیرون برود
مادر فمینیسم را نجس می داند
و هر چه اسمش با "ف" شروع شود
را سه بار و گاهی هم هفت بار در آب کر غسل می دهد

برادرم می گوید فمینیسم خیلی هم خوبست
به شرطی که مزاحم دختربازی من نشود
او به جنبش زنان قاه قاه می خندد
برادرم گاهی خود را به موش مردگی می زند
و شماره تلفن خانمهای خوش بر و روی جنبش را می گیرد
تا با آنها گفتمان مدنیت داشته باشد

برادرم به هرویین معتاد است
و به تریاک
و به قرص
و به الکل
و به سکس
و هر چیزی که به او کمی حال بدهد
برادرم مدام می خواهد بگوید
که خیلی می فهمد
که خیلی غمگین است
برادرم شفای جامعه را
در انهدام فمینسم می داند
و لعنت می فرستد بر هر چه دموکراسی است
و اوقاتی که خمار نیست مشت می کوبد به در و به دیوار
و نعره می کشد بر سر هر کی که آنجا باشد
برادرم منشاء همه ی دردهایش را علیامخدرات می داند
و برای فراموش کردنش به مخدرات پناه می برد

و خواهرم که ناز بود
و خواهرم که خوشگل بود
و خواهرم که صدای مخملی اش تارهای قلبم را به لرزه در می آورد
خواهرم برای ابد سکوت را برگزیده است
خواهرم در سکوت
لاتهای فامیل را به گل و شیرینی در خانه مان میهمان می کند
و در عروسی و جشنهای آنان شرکت می کند
و در پناه محبتهای ساختگی آنان
و زیر شاخه های گسترده رفرمیسم
نغمه های بی صدایی دارد
او در دل آوازهایی از سکوت می خواند
و هر وقت که به او تلفن می زنم
زود از صدای فمیینسم آشوبگرم
حال تهوع می گیرد
و گوشی را می گذارد

خواهرم
از وقتی مرا فکر مرده ای می پندارد
به راز خوشبختی دست یافته است

فمینیسم ما تنهاست
جنبش زنان ما تنهاست
فمینیسم ما خودخواه است
تمام روز از پشت در
صدای رفرمیستها می آمد
آنها فقط برای اعضاء خودشان فریاد می زدند
و صدای صد معلم زندانی
و صدای صدها زندانی بیگناه دیگر
که شب عید را در زندان برگزار خواهند کرد
امشب خواب باغچه را آشفته نکرد

امسال نوروز باشکوهی خواهیم داشت
حالا که همه شادی از دست رفته ی خود را بازیافته اند
دیگر آسیه به تخمش هم نخواهد بود که هفت سینش را دم اوین پهن کند
او دریا را برخواهد داشت و با هم به تماشای پری دریایی واقعی خواهند رفت
امسال بچه های ما در نوروز، سکه های کهنه عیدی خواهند گرفت
ماهی های قرمز، تا سیزده به در هم دوام نخواهند آورد
امسال بهار پشت پنجره ایستاده است
ولی هنوز حوض خانه مان پر از لجن است
و بوی شورتهای نشسته شادی و محبوبه و دیگران محله را برداشته است
و فکر خانه تکانی در مخیله انگلهای رفرمیست نمی گنجد
و همگی دنبال موچینی هستند تا ابروهای شادی را بردارند
و ریشهای محبوبه را بند بیندازند

راستی حسین و جواد و نیما بدون ریش تراش چه خواهند کرد؟
آسیه و محبوبه و شادی بدون کرم دست چه خواهند کرد؟
جنبش زنان ما بدون سبزی پلو ماهی چه خواهد کرد؟
فمینیسم ایران بدون ماهی قرمز چه خواهد کرد؟
نوروزمان بدون سیر و سنجد و سماق و سمنو چگونه سپری خواهد شد؟
هفت سین ما بدون منشور چه خواهد کرد؟
نوروز ما در اوین چه خواهد کرد؟

من از تجسم این همه دوربین
و از انبوه این همه عکس
و از انعکاس این همه جنجال
من از تورم دروغ می ترسم

من می ترسم
من از آلزامیر تاریخی می ترسم
من از این زمانی که به عقب بازگشته است می ترسم
من از تصور حرام شدن جشن و جنبش زنان در میان جیغ جیغ رختشویان می ترسم
من از تجسم این همه سلیطه ی ننر با ماسک فمینیست می ترسم
من از منشور می ترسم
و مثل دانش آموزی که روزی جشن نوروز را
دیوانه وار دوست می داشته
و در حسرت روز آزادی
و لباسهای نو
و کفش های نو
و حرفهای نو
و انسانهای نو مانده است
در درون خود می سوزم
و هنوز فکر می کنم شاید روزی...
من فکر می کنم...
من فکر می کنم...
من فکر می کنم...
که به این بهانه ها و شادی های کوچک هیچ امیدی نیست
و باغچه ی خانه ما دارد
زیر رویش گلهای ترب و تربچه
و زیر سنگینی کدوهای تنبل و حلوایی بزرگ
آرام آرام در همهمه ی
چادر اسلام و روسری و پوشش حزب توده
خفه می شود و می پوسد

من فکر می کنم
همین الان است که باغچه قلبش منفجر شود
و من مثل دانش آموزی
که با چشمان کودکانه ی خود دیده باشد معلمش را دستبند زدند و به زندان بردند
می ترسم
من فکر می کنم و می ترسم
من می ترسم

17 March 2007

فرهنگ قاسمی: ایجاد جنبش همگانی برای انتخابات آزاد در ایران

برای سرنگونی رژیم مطلقه ولایت فقیه سه شیوه متفاوت برخورد وجود دارد:
١- جنگ مسلحانه،
٢- کودتا با یا بدون بمباران‌های بیگانه و اشغال ایران،
٣- شورش و قیام همگانی.
من مدافع راه حل سوم یعنی شورش همگانی برای برزمین‌کوبیدن رژیم مطلقه جمهوری اسلامی و همه سران و سردمداران و همکاران آن با استفاده از کلیه امکاناتی هستم که دنیای متمدن و قوانین بین‌المللی در اختیار ملت‌های تحت ستم قرار داده‌اند که باید توانست از آنها به درستی استفاده کرد.

«طرح پیشنهادی»

ایجاد جنبش همگانی برای انتخابات آزاد در ایران

فرهنگ قاسمی

ghassemi@cogefi.com
مدیر مدر سه عالی مدیریت و کارشناس دفتر فرانسوی کیفیت در مدیریت آموزشی

«طرح پیشنهادی»
ایجاد جنبش همگانی اپوزیسیون خارج کشور
برای انتخابات آزاد در ایران


مقدمه
جمهوری اسلامی ایران رژیمی است دیکتاتوری که همهء اصول و دستآوردهای جامعه شهروندی را زیر پا گذارده، تمامی آزادی‌های فردی و اجتماعی را از مردم گرفته، هیچ‌کدام از اصول منشور جهانی حقوق بشر و میثاق‌های وابسته به آن را رعایت نمی کند.
ایران یکی از کشورهائی می باشد که از ثروت و منابع بزرگی برخوردار است؛ رژیم حاکم بر ایران این ثروت را بجای اینکه در جهت رفاه و آسایش مردم ایران بکار گیرد، در جهت اهداف خودخواهانه و غیرمردمی، تمرکز تسلیحات نظامی اتمی و غیراتمی برای صدور جمهوری اسلامی در منطقه و جهان مورد استفاده قرار می دهد.
نیروی انسانی بالنده، خلاق و اندیشمند ایرانی تحت شرائط خفقان و تبعیض موجود قادر به استفاده از کفایت‌های خود نیست، به ناچار یا سکوت اختیار کرده و یا مجبور به جلای وطن شده است.
اصولاً در جامعه‌ای که حتی آزادی‌های ابتدائی وجود ندارد و زنان و مردان از هیچ‌گونه حق جامعه مدنی برخوردار نیستند و زیر فشارهای تبلیغاتی و پلیسی قرار دارند، زندانها پر از کسانی می باشد که خواستار حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هستند، ایجاد یا کوشش در ایجاد سلاح اتمی هیچ مفهومی غیر از شدت اختناق نسبت به مردم، گسترش فقر و فساد و فحشاء، ایجاد جنگ و ناامنی در جامعه را ندارد قویاً مورد اعتراض هر عنصر آزاد‌اندیش و مترقی است.
تاکنون اپوزیسیون خارج ویزیون روشنی از مبارزه خود علیه جمهوری اسلامی ارائه نداده و هیچ گونه ارتباط سازمان‌یافته بین اپوزیسیون داخل و خارج وجود ندارد. بنابر این شکاف عمیقی این دو نیرو را از هم جدا می سازد. باید اهرم‌هائی را پیدا کرد که با اتکاء به مخالفین داخل و خارج کشور بتواند افکار عمومی مترقی و آزادی‌خواه کشورهای جهان را نسبت به شرائط ایران بیدار و بسیج کرد.

موضوع:
باتوجه به نکات فوق‌الذکر سعی در این است، تا برای بهبودبخشیدن به نوع مبارزه سیاسی و ایجاد هماهنگی در آن، راه حل عملی مناسبی را ارائه دهیم که قادر باشد رژیم جمهوری اسلامی را از پای در آورد.
برای اینکار قبل از هر چیز اپوزیسیون خارج کشور باید ویزیون مشخصی از خود و از نیروها و امکانات مادی و عملی خود داشته باشد. باید بداند: ١- کیست، ٢- چگونه میخواهد، ٣- با چه وسائلی می خواهد، ٤- و در چه دوره زمانی میخواهد. اگر توانست با یک بینش و تحلیل منطقی بدور از احساسات و با توجه به وسائل علمی و ملاحظات عینی به چهار سوال بالا پاسخ عملی مناسب ارائه دهد، گامی بزرگ برای حرکت‌های آتی خود برداشته است.
تأملاتی در این زمینه، امروز ما را به این نتیجه می رساند که در فکر یافتن درست‌ترین هدف مبارزه با جمهوری اسلامی باشیم. یافتن درست‌ترین هدف مشکل‌ترین کار است. یافتن درست‌ترین هدف آینده ما و اقدامات عملیاتی مرحله‌ای ما را ترسیم و تدوین می کند. درست‌ترین هدف یکتا و در عین‌حال پویا است، برای تحقق این درست‌ترین هدف فقط یک پروسه عملیاتی درست وجود دارد؛ پیروزی ما در یافتن این هدف و دریافتن پروسه عملیاتی آنست.
اهداف استراتژیک ملت ایران چیست؟ چیزی نیست جز اهدافی که مردم ایران از بیش از یکصدسال برای آن مبارزه میکنند و هنوز به آن نرسیده‌اند؛ اهداف انقلاب مشروطیت، اهداف نهضت مصدق و جبهه ملی، اهداف جریانات و سازمان‌هائی که در دوران سلطنت پهلوی مجبور شدند دست به مبارزه قهرآمیز بزنند و بالاخره اهداف انقلابی است که بعداز ١٣٥٧ براحتی به قشری‌ترین طبقه جامعه ایرانی تحویل داده شد. این اهداف را در سه شعار بزرگ که با هم، در یک چالش اجتماعی – سیاسی، در ارتباط سازنده و زنده می باشند، میتوان بیان کرد: آزادی، حاکمیت ملی، دموکراسی. گذشتگان ما در مبارزات اجتماعی به خوبی دریافته بودند که آزادی و حاکمیت ملی دو اصل لازم و غیرقابل تردید برای رسیدن به دموکراسی هستند.
ابتداء باید آزادی باشد که مردم حق فکر کردن و اظهار عقیده آزاد، حرکت فردی و اجتماعی آزاد، تولید ارزش اضافی و خدمات آزاد، تشکیل حزب و سندیکا و انجمن‌، انتشار روزنامه و کتاب و سایت آزاد را داشته و همچنین انتخاب نماینده آزاد - بدون دخالت شو رای مشورت‌ - انتخاب پارلمان آزاد متشکل از نمایندگان مستقل مردم و غیروابسته به هیچ قدرت داخلی و خارجی را تضمین نماید.
طبیعی است در همه این موارد شهروندان باید از امنیت حقوقی برخوردار بوده و از توطئه و اتهام مصون باشند.
مجلس و پارلمان آزاد و مستقلی که با آراء آحاد ملت بوجود می آید، اگر از امکان جدائی قوای سه‌گانه برخوردار باشد میتوان گفت ما به حاکمیت ملی رسیده‌ایم. در سایه حاکمیت ملی و آزادی‌های اجتماعی و فردی و مبارزه با انباشت قدرت و ثروت است که ما خواهیم توانست گام‌هائی مؤثر بسوی یک جامعه مبتنی بر دموکراسی و متکی بر روابط دموکراتیک برداریم. از یاد نبریم که دموکراسی یک پروسه است که ارزش‌هایش قطره‌ قطره و ذره ذره در روابط متقابل اجتماعی در همه سطوح جامعه، از خانه و مدرسه و کار خانه گرفته تا بالاترین مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی عینیت پیدا میکند که قبل از هر چیز نیاز به رعایت حقوق شهروندی، آزادی‌های اساسی و حاکمیت ملی دارد.
قصد این نیست که مشکل ایران را از نظر تئوریک مورد مطالعه قرار دهیم. قصد انعکاس تصویر شرائطی است تا بدنبال آن بتوان گقت هدف ما امروز چه باید باشد و چه وسائلی را باید به کار گرفت، چگونه باید آنرا عملی کرد.
اعتقاد داشته و دارم که این رژیم اصلاح‌پذیر نیست؛ رفورم چاره آن نمی باشد. برای من تنها راه حل، براندازی رژیم با تمامی سامانه‌ها و ساز و برگش‌هایش است. برای سرنگونی رژیم مطلقه ولایت فقیه سه شیوه متفاوت برخورد وجود دارد:
١- جنگ مسلحانه،
٢- کودتا با یا بدون بمباران‌های بیگانه و اشغال ایران،
٣- شورش و قیام همگانی.
من مدافع راه حل سوم یعنی شورش همگانی برای برزمین‌کوبیدن رژیم مطلقه جمهوری اسلامی و همه سران و سردمداران و همکاران آن با استفاده از کلیه امکاناتی هستم که دنیای متمدن و قوانین بین‌المللی در اختیار ملت‌های تحت ستم قرار داده‌اند که باید توانست از آنها به درستی استفاده کرد.
ما در مقابل سد بزرگی قرار گرفته‌ایم بنام جمهوری اسلامی که با سوءاستفاده از ثروت ملت ایران و با اتکاء به نیروهای بسیجی و پاسداران که در خدمت ولی‌فقیه می باشند حاکمیت خود را بر ایران و هم‌میهنان ما تحمیل کرده است. ما باید راهی را پیدا کنیم که بتوانیم فقط یک رخنه یا شکاف در این سد عظیم بوجود آورد، بقیه عملیات را توده مردم که پشت سد قرار دارند، انجام خواهند داد و این سد را در هم خواهند شکست و سیل خروشان ملت از پشت آن پیروز بیرون خواهد آمد.
هدف ما باید گزینشی باشد که بالقوه و در ذات خود پتانسیل پیروزی را داشته باشد. اگر کوچکترین تردیدی در موفقیت هدف داشته باشیم، باید آنرا در پروسه‌های اصلاحی قرار دهیم تا جلوی هرگونه شکست را بگیریم. اهداف ما باید مرحله‌ای باشد. پیروزی در هر مرحله ضامن پیروزی در مراحل بعدی خواهد بود... پیروزی دموکراسی در ایران، نطفه‌بندی روندها و قواعد حاکم بر آن، به ساماندهی امروزین ما وابسته است. برای رسیدن به هدف باید از همه نیروهای مخالف استفاده کرد. نیروهای فعال جمهوری‌خواه و مترقی و لائیک و غیر وابسته باید قادر باشند ابتکار رهبری سیاسی این حرکت را در دست خود بگیرند.

هدف مرحله‌ای ما چه باید باشد؟
هدف مرحله‌ای امروز ما باید انتخابات آزاد در ایران باشد.
بنظر میرسد که مبارزه برای انتخابات آزاد در ایران با وجود و حضور جمهوری اسلامی با مسئله براندازی که در بالا آورده شد، مغایرت داشته باشد. می توان چنین پنداشت که این خواست ما را در صف اصلاح‌طلبان قرار میدهد، در حالی‌که اینطور نیست! چرا؟ زیرا انتخابات آزاد نیاز به شرائط آزاد دارد. شرائطی که طبق آن حقوق بین‌المللی یک ملت باید رعایت شود. اگر ما بتوانیم این شرائط را در اثر فشارهای مقامات حقوقی و حقیقی بین‌المللی، احزاب و سندیکاها، روشنفکران، انجمن‌های جهانی از یکسو و در اثر فشارهای هماهنگ اپوزیسیون خارج و فعالان و مبارزین داخل کشور از سوی دیگر به چنگ آوریم و از آنها صیانت کنیم، ضربه اصلی را بر رژیم وارد ساخته‌ و آنرا از بیخ و بن نیست و نابود کرده‌ایم.
در انتخاب این هدف کوشش بر این بوده است که مفهوم و مطالبه‌ای را پیدا و بیان کنیم که در محیط عملیاتی ما، یعنی در خارج کشور، کاربُرد خود را داشته باشد؛ خواستی باشد شناخته‌شده برای جوامعی که ما در آنها زندگی می کنیم؛ خواستی باشد که برای این جوامع پیش‌پاافتاده و حق مسلم است و آنرا بدون هیچگونه تردیدی حق هر ملت میدانند. بدین‌گونه میتوان حول آن حرکت بوجود آورد و می توان از بسیج نیروهای ایرانی و غیر ایرانی خارج کشور با داخل به هر دو بخش توان اضافی همگرا و بهینه بخشید. اطمینان داریم این عمده‌ترین حرکتی است که اپوزیسیون خارج کشور به علت درخارج‌بودنش می تواند انجام دهد.
تبلیغات و مبارزه برای انتخابات آزاد در ایران یک حرکت مقطعی می باشد. در این حرکت مقطعی، انتخابات آزاد عملی نخواهد شد مگر اینکه شرائط آزادی حداقل زیرین در اثر مبارزات گام به گام تحت شعار شرائط لازم برای انتخابات آزاد در دستور کار روز ما قرار گیرد و ما باید بتوانیم رژیم را وادار کنیم تا موارد زیر را رعایت کند:
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی بازگشت تبعیدیان به کشور، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب، سندیکاها، انجمن‌ها، اجتماعات. آزادی انتخاب‌شدن و انتخاب‌کردن، بدون اینکه مقام دیگری جز رأی بدون واسطه مردم وارد عمل شود. پذیرش رسمیت در نظارت سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی ذیصلاح ... مبارزه برای انتخابات آزاد در گرو این آزادی‌ها است که جهان متمدن علیرغم کم و بیش‌ها، ضعف و قدرت‌هایش آنرا می فهمد و می شناسد و آماده است از آنها دفاع کند.

مراحل عملی
١- اتفاق‌نظر اپوزیسیون جمهوری‌خواه، مترقی، لائیک و آزادی‌خواه
این اتفاق نظر باید به دنبال مباحثات سازنده و طرح سؤالاتی باشد که ما درباره این پیشنهاد مطرح خواهیم کرد.
٢- بیان هدف باید به شکلی ساده و روشن و کامل باشد

مدیریت طرح




بسیج نیروها
١- نیروهای ایرانی خارج کشور، افراد تشکیلات سیاسی و انجمن‌های مدافع دموکراسی و آزادی؛
تهیه یک پلاتفرم ساده، روشن و محدود توسط این نیروها نخستین گام تلقی می شود.
٢- نیروهای غیرایرانی مدافع آزادی و دموکراسی و حقوق‌بشر؛
در تماس با آنها باید فقط یک خواست مطرح شود: انتخابات آزاد در ایران و شرائط لازمه آن.
٣- نیروهای داخل کشور:
الف: از طریق برقراری کانال‌های ارتباطی با داخل میهن
ب: از طریق ایجاد توان همگرائی در اثر فعالیت پرثمر نیروهای ١ و ٢ همین مبحث و تبلیغات حول هدف: انتخابات آزاد در ایران و شرائط لازمه آن

بسیج نیروها بدون ابتکار عمل بر محور عملیات سیاسی و اجتماعی میسّر نیست.
برای اینکار:
الف: در میان ایرانیان خارج کشور، باید به اقدامات چهارگانه زیر دست زد:
١- تجمع هسته‌های کار در شهرهای مختلف برای اطلاع‌رسانی و جلسه – تبادل نظر و ...
٢- ایجاد اکسیون‌ها در شهرهای مختلف اروپا،
٣- ایجاد اکسیون‌های مشترک و هماهنگ در یکی از نماد‌های اروپا،
٤- ایجاد کانال‌های ارتباطی با ایران،

ب: در میان افراد و شخصیت‌های حقوقی و حقیقی غیرایرانی، باید به اقدامات چهارگانه زیر دست زد:
١- تماس با شخصیت‌های سیاسی، ادبی، فرهنگی، هنری، خبری، اجتماعی، احزاب و سندیکاها، انجمن‌ها با هدف جلب حمایت آنها از برنامه انتخابات آزاد در ایران و شرائط لازمه آن،
٢- تدارکات لوبینگ به شکل حمایت‌های عملی با اهداف کاملاً مشخص عملی حول هدف ما،
٣- عملی‌ساختن موضع‌گیری نهادهای بین‌المللی، اتحادیه اروپا، اتحادیه‌های آفریقا و عربی...
٤- عملی‌ساختن موضع‌گیری انجمن‌ها، سندیکاها، احزاب و شهرداری‌ها،

پ: در داخل کشور، باید اقدامات زیر را تدارک دید:
١- تشویق و حرکت‌دادن افراد و نیروهای مرتبط با داخل:
٢- سازماندهی جلسات اطلاع‌رسانی و توجیهی،
٣- بوجود آوردن تجمعات ابتدائی،
٤- جمع‌آوری امضاءها و طومارها،
٥- ایجاد تظاهرات و اعتصابات و نشست‌های اعتراضی،
٦- هماهنگی برای برنامه‌ریزی و تدارک راه‌پیمائی‌های سراسری،

ت: در مقابل هرگونه مقاومت از طرف رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی در تأمین شرائط انتخابات آزاد، کوشش ما باید این باشد تا به همراه ملت، خود را تا مرحله و اعتصابات سراسری، تظاهرات خیابانی، قیام همگانی و چالش مستقیم آماده سازیم.

در انتها باید خاطر نشان کرد این طرح موقعی ارزش پیدا خواهد کرد که بتواند در مراحل عملی، خود را با واقعیت‌های عینی جامعه ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور و مبارزین و فعالان سیاسی داخل کشور انطباق یافته و تحول و تکامل پیدا کند.
Projet pour les élections libres en Iran
Par: Farhang GHASSEMI


* - این طرح در سمیناری متشکل از عده‌ای از ایرانیان مبارز و مدافع دموکراسی و مخالف رژیم جمهوری اسلامی مقیم در کشورهای انگلستان، آلمان، فرانسه و هلند که در ١٠ مارس ٢٠٠٧ در پاریس تشکیل شده بود، ارائه گردید.

13 March 2007

شاهین فاطمی: هر دو راست می‌گویند

هرگز گمان نمی‌کردم روزی برسد که من بتوانم با نظرات هیچ یک از سران نظام جمهوری اسلامی موافق باشم. ولی افسوس، من هم باید به پند آن بزرگواریVeröffentlichen که گفت «هرگز نگوئید هرگز» گوش فرا می‌دادم و هرگز نمی‌گفتم هرگز!

متأسفانه امروز باید با نوشتن این ستون به اشتباه گذشته خود به نحوی مضاعف اعتراف کنم و عهد بسپارم که در آینده هرگز نگویم هرگز!

عرض کردم به نحوی مضاعف، باید عرض خودم را پس بگیرم. چون امروز مجبورم با گفته نه تنها رئیس جمهوری فعلی آقای احمدی‌نژاد، بلکه با آنچه رئیس جمهوری اسبق حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در مورد یکدیگر می‌گویند صد درصد ابراز موافقت کنم و با صراحت تمام اعلام نمایم که هر دو راست می‌گویند!

اگر شما هم مثل گروه عظیمی از ایرانیان از تراژدی حکومت اسلامی خسته و افسرده شده و پشت به صحنه سیاست کرده باشید، به احتمال زیاد در جریان مجادلات اخیر سران قوم قرار ندارید



هر دو راست می‌گویند!


شاهین فاطمی




داستان چنین آغاز شد. روز دوشنبه هفته گذشته آقای رفسنجانی به عنوان رئیس مجدد مجمع تشخیص مصلحت نظام طی یک کنفرانس خبری شدیداً سیاستهای اقتصادی دولت احمدی‌نژاد را مورد انتقاد قرار داد.

آقای رفسنجانی رئیس جمهور اسبق ایران کارنامه دولت نهم را مطرح کرد و با لحنی انتقادی صریحاً گفت نه تنها این دولت «ضعیف عمل کرده» بلکه گاه عملکرد آن نتیجه معکوس داشته است. وی با اشاره به اتکاء دولت به پول نفت خاطرنشان کرد که: «در سند چشم‌انداز بیست ساله تأکید شده است که باید سالی 10 درصد از اتکاء به نفت کم شود تا در عرض 10 سال، دیگر متکی به نفت نباشیم. اما در این دو سال برعکس شده است و اتکای ما به نفت بیشتر شده. یا در واگذاری امور به مردم قرار بود ظرف پنج سال و هر سال 20 درصد، دولت تصدی‌های خود را به مردم واگذار کند که این هم نشده است.» سپس رفسنجانی به بودجه امسال (1386) پرداخت و گفت همین انتقادات به این بودجه وارد است.

در کمتر از بیست و چهارساعت پس از کنفرانس مطبوعاتی رفسنجانی، آقای رئیس جمهور بی‌باک نه تنها دولت رفسنجانی بلکه تمامی دوران ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی را به فساد مالی متهم ساخت و در این مورد انصافا طبق اصل «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است» عمل کرد.

هر گونه توصیفی از فرمایشات جناب احمدی‌نژاد از انتقال زهر کلام ایشان عاجز خواهد بود و بهتر است هرچه بیشتر به نقل مستقیم قول او بپردازیم. بدواً فراموش نکنیم که بیانات آقای احمدی‌نژاد در سه‌شنبه شب در «کنگره عاشوراپژوهی» ایراد شد. وی در این بیانات چنین گفت:

«در 14 ـ 15 سال گذشته این قانون (منظور اصل 44 قانون اساسی جمهوری است که جداگانه به آن خواهیم پرداخت) به شکل دیگری در کشور حاکم بود و اجازه می‌داد که دولت کارخانجات و شرکتهای خود را به مردم واگذار کند. ما در طول این 14 سال مشاهده می‌کنیم که 3 هزار و پانصد میلیارد تومان واگذار شده است. متأسفانه بسیاری از این واگذاریها بدون ضابطه و با واسطه بود و اکنون مشکلاتی را به وجود آورده است!» (تأکید از ماست).

سپس وی در تشریح مشکلات به وجود آمده، از «ریشه‌یابی» انجام شده در دولت نهم سخن گفت: «وقتی ریشه‌یابی می‌کنیم، می‌فهمیم که فلان آقا که دوست فلان آقا بوده، این کارخانه یا شرکت را خریده و کارگران و کارخانه را دچار مشکل کرده‌اند. کسانی که این گونه واگذاریها را مدیریت کردند، اکنون مدعی ما می‌شوند و می‌گویند ای وای، اصل 44 را این دولت اجرا نمی‌کند.»

اگر تا اینجا هنوز کسی درنیافته است که هدف این حمله چه کسی می‌باشد، رئیس جمهور سیاست‌مدار جای شک باقی نمی‌گذارد و با اشاره تلویحی به هاشمی رفسنجانی می‌گوید:

«ما می‌دانیم شما از چه چیزی عصبانی هستید و علت عصبانیت خود را نمی‌گوئید، ولی می‌آئید و می‌گوئید که این دولت واگذار نمی‌کند، کسانی که در زمان خود اجازه نمی‌دادند که مردم بقالی داشته باشند و می‌گفتند که باید فروشگاه‌های زنجیره‌ای دولتی ایجاد شود و مردم از این فروشگاه‌های زنجیره‌ای وسائل مورد نیاز خود را بخرند، حالا مدعی شده‌اند. ما می‌دانیم که شما از چه ناراحت و عصبانی هستید و مشکلتان کجاست.»

خوب، ملاحظه می‌فرمائید که جدال جدی است و حضرات شدیداً سر تقسیم با یکدیگر می‌جنگند. اما اتهاماتی که به یکدیگر می‌زنند عاری از حقیقت نیست. جنبه فکاهی این بحث همان اشاره به اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی است. این اصل همان ماده لعنتی است که بر مبنای آن دار و ندار مردم را چاپیدند و به نام «ملی» کردن به دست غارت سپردند.

در این اصل صراحتاً تأکید شده است که بخش دولتی عبارت است از همه صنایع مادر، تجارت خارجی، معادن، بانکها، بیمه، انرژی، سدها، شبکه‌های بزرگ آبرسانی، رادیو، تلویزیون، پست، تلگراف و تلفن، هوانوردی، کشتی‌رانی، راه‌ها، راه‌آهن، و همه بخشهای مشابه. در واقع این ماده دقیقاً از روی قانون اساسی روسیه بلشویکی کپی شده است. حالا ملاحظه بفرمائید که چگونه بدون آنکه این اصل را حذف کنند و یا اقلا تغییر دهند، با همان قانون اساسی و اشاره به همین ماده لعنتی صحبت از خصوصی‌سازی و مشارکت مردم می‌کنند و بر سر اجرای آن جناحهای نظام بر سر و کول یکدیگر می‌زنند.

مسأله این نیست که امروز آقای احمدی‌نژاد بخواهد مچ بگیرد و از فساد اقتصادی دوران رفسنجانی انتقاد کند. این سیستم و این نظام همان است که در زمان رفسنجانی و خاتمی و حتی پیش از آن در دوران خمینی، برقرار بود. هیچ چیز عوض نشده است. همان غارتگرانی که آن روز بر جان و مال مردم حاکم بودند، امروز هم سر کارند. همان بنیادهای فاسد، همان آخوندها، همان آقازاده‌ها، هیچ چیز تغییر نکرده است.

شاید این خیمه شب بازی فقط برای سرگرم کردن مردم است. آن «چشم‌انداز بیست ساله» که آقای رفسنجانی از آن سخن می‌گوید انبوهی است از شعارهای عوامفریبانه و وعده‌هایی که هرگز در یک نظام بسته و فاسد دیکتاتوری امکان‌پذیر نیست. زمانی که رفسنجانی از کاستن اتکا بر درآمد نفت سخن می‌گوید، اشاره نمی‌کند که کدام درآمد ملی قرار است جانشین عواید نفت شود. یگانه حقیقتی که در آن بیان می‌توان یافت، همان تمام شدن درآمد نفت طی ده سال آینده است. این همان پیش‌بینی معروف Roger Stern و دیگر پژوهشگران این رشته است که جملگی معتقدند اگر مصرف داخلی همچنان هر ساله بین 8 تا 10 درصد افزایش یابد و از امکان تولید سالانه 500 هزار بشکه در روز کا سته شود دیگر طی ده سال آینده نفتی برای صادرکردن باقی نخواهد ماند و آن وقت باید دید چگونه کشوری که بیش از 85 درصد درآمد ارزیش از این منبع است، می‌تواند به حیات اقتصادی خود ادامه دهد.

نکته جالب توجه دیگر در این مجادله لفظی نقش آقای خامنه‌ای است. باید پرسید آیا رفسنجانی بدون رضایت «مقام رهبری» این جنگ را آغاز کرده است و یا او هم بخشی از این بازی سرگرم کننده است.

سؤال دیگر که شاید طرح آن بی‌مورد نباشد، ارتباط این درگیری احمدی‌نژاد با پرونده سیاسی او است. آیا این امکان وجود دارد که می‌خواهند تسلیم شوند و برای این سازش نیازمند فدا کردن احمدی‌نژاد می‌باشند؟ در این مورد صحبت از استیضاح احمدی‌نژاد در مجلس و احتمال برکنار شدن او برای اولین بار مطرح شده است. نظام جمهوری اسلامی برای نجات خود، هیچ مشکل و محظوری را غیرقابل حل نمی‌داند و اگر لازم باشد، احتمالا ده‌ها احمدی‌نژاد را نیز قربانی خواهد کرد. تا به آن مرحله برسیم، باید در انتظار تشدید روزافزون این نوع نزاعهای شخصی و جناحی باشیم.

9 March 2007

کاظم رنجبر: فلسفه سیاسی ، یا فلسفه روضه خوانی

عصر حکمت ، یا عصر نکبت در ایران معاصر ؟
فلسفه سیاسی ، یا فلسفه روضه خوانی

کاظم رنجبر

kazem.randjbar@wanadoo.fr


پیشگفتار :اگر این بخش را عنوان عصر حکمت ،یا عصر نکبت ، می نامم ،وقعیت این است ، که فکر نمی کنم ، هیچ ایرانی وطن دوست ،و آزاد ی خواه ، از کنار آنچه که در هفته های گذشته در ایران رخ داده است ،نگران از آینده ملت و مملکت ، بی تفاوت بگذرد .اگر خونند گان بخاطر داشته باشند ، در مقاله ای به آن جمله معروف دبیر شیمی ام که ، بعد از شکست نهضت ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 32 ، به ما محصلین ایرانی این چنین گفت : بد بخت ها ، تنها خوشبختی مان در این است که به عمق جها لت مان آگاه نیستیم ، اگر آگاه بودیم ، می رفتیم خود کشی می کردیم اشاره کرده بودم .55 سال بعد از این سخن به ظاهر ساده ،ولی بسیار عمیق ، به این فاجعه بزرگ روبرو می شویم ،که وزارت خانهً ضد فرهنگ و آموزش پرورش جمهوری جمکران در «آزمون سیره نبوی آموزش ضمن خدمت فرهنگیان » در مورد زندگی پیامبر اسلام (ص) سئوالاتی می پرسد ،و همین سئوالات باعث اعتراض و انتقاد از عمل کرد وزارت آموزش و پرورش دولت نهم ، (دولت آقای محمود احمدی نژاد ) می شود !عجیب و قابل توجه است که حتی « آیات اعظام و علمای اعلام » هم به محتوی این سئوالات اعتراض می کنند و فریاد وا اسلاما برمی دارند . این جا است که باید این سناریو مردم فریبی و حقه بازی را زیر ذره بین تحلیل وتفسیر گذاشت ،که این تبلیغ جهل و خرافات ، کاملأ آگاهانه و با برنامه ریزی معین«آخوند یسم ضد فرنگ و دانش» راه انداخته می شود .


قبل از هر چیز ، به این نکته توجه بکنیم ،که« آموزش ضمن خدمت فرهنگیان » یک امر بسیار ضروری است. صاحبان علم ودانش می دانند که علوم و دانشهای بشری با سرعت غیر قابل پیشبینی در حال تکامل و تحول هستند ، لذا لازم است معلمان با آموزش های مقطعی در طول خد مت ، دانش و آگاهی خود شان را در رابطه با رشته تخصصی خود تکمیل بکنند. به عنوان مثال ، معلمان ایکه که 20 سال پیش،در رشته فیزیک ، یا بیولوژی لیسانس گرفته اند ،خوب می دانند که در طول این 20 سال در همین رشته های علمی ، کشفیات تازه ای رخ داده است ،لذا لازم است ، معلومات خود رابا دوره های کوتاه مدت در طول خدمت تکمیل بکنند.در واقع هدف این آموزش های در طول خدمت، تکمیل دانش و معلومات معلمین در رشته تخصصی شان می باشد ،تا دانش آموزان نیز از این طریق ، به پیشرفت های علمی دنیا آگاه باشند. در درجه اول این سئوال پیش می آید :

1- چرااز معلمین ایران در طول آموزش خدمت در مورد زندگی و سیره نبوی امتحان میکنند. آیا سیره پیامبر اسلام در طول 14 قرن بعداز رحلت ایشان تغیراتی رخ داده است ، یا این نوع امتحانات یک نوع تبلیغ و کنترل ایدئولوژیک حاکم در بین معلمان است ؟

2- منابع علمی ، استنادی ،استدلالی و تاریخی این سئولات چیست ،و چقدرارزش علمی دارند ؟آیا سیره پیامبر اسلام و یا هر پیامبر دیگری را میتوان در دایره علم گذاشت ؟

3- چه شخصیت های روحانی و یا فرهنگی براین سازمان و نهادی آزمون و امتحان نظارت می کنند ؟

اگر ما بتوانیم به این سئوالات ، در محدوده این مقاله جواب بدهیم ، خواهیم دید که این الم شنگه و قشقرق ایکه یک عده روحانیون حکومتی راه انداخته اند و وا اسلام سرمی دهند ، در حقیقت برای مردم فریبی است .چون سر نخ همه این تبلیغ خرافات و جهل ، و راه انداختن مسجد جمکران ، ارتباط حضرت آیت الله علی مشکینی در روزهای انتخابات ، با امام زمان ، هاله نور بر سر آقای محمود احمدی نژاد در سازمان ملل ،و خواب دیدن امام زمان توسط دوستان حضرت آیت الله مصباح یزدی، همه و همه اینها ، یک سیاست کاملأ سازمان داده شده هستند ، که تا روحانیون حکومتی از این طریق برجان ،مال ، ناموس ،و حتی باورهای دینی ملت ایران حاکم باشند .

کسانیکه اهل قران هستند ، می دانند که پیامبر اسلام در قران بطور روشن و آشکار میفرمایند : من انسانی هستم مثل شما و حتی اضافه میکند ،که مردم از من انتظار معجزه نداشته باشید ،من حتی نمی دانم فردا چه اتفاقاتی خواهد افتاد . و بالاتر از این ، همین فرمایش پیامبر اسلام است که میگوید : من خاتم الانبیا هستم ،و هیچ مسلمانی هرگز نمی تواند این را نفی بکند ، تفسیری که صاحبان عقل و شعوراز این سخن می کنند، این است که ای مردم ، بعد از من هرکسی آمد و ادعای پیامبری کرد ،که با خدا ارتباط دارد ،و فرستاده خدا هست ، بدانید که چنین فردی حقه باز و شارلاتان است . تاریخ اسلام هم نشان می دهد ،که بعد از رحلت پیامبر ، جنگ قدرت ، در بین فرقه های مختلف شروع می شود،و هر کدام هم نه تنها بر پیامبر اسلام استناد میکنند ، بلکه خود رادر بین افراد ساده وبیسواد نا آشنا به علم و منطق ،و تاریخ واقعی اسلام ، رابط بین جهان خاکی و جهان ماوراء الطبیعی و قدرت الهی و نامینده حتی بعضأ پیامبر معرفی می کنند .این هما ن بیماری مهلک و آن غد ه سرطان مرگ آوری است ، که بیش از 14 قرن است به بدنه نحیف و ضعیف جهان اسلام چسبیده است .

-نگاهی کوتاه بر تعدادی از سئوالات مطروح در آزمون سیره نبوی ،آموزش ضمن خدمت فرهنگیان .

1)رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟ الف ماهیچه –سردست،ران –جگر وقلوه؟
2)کدام یک از گزینه های زیر از خصلت خروس است که با خصلت پیامبر ساز گار نیست ؟ وقت شناسی-غیرت مردانه -وقت شناسی و سخاوت .؟-شجاعت و کثرت آمیزش با همسر ؟ برچیدن غذا از زمین –تند راه رفتن ؟
3)رسول خدا در خوردن کدامیک از موارد زیر کسی را با خود شریک نمی کرد ؟
الف غذا ؟ نان جو؟ انار؟ ماهیچه گوسفند ؟
4)رسول خدا (ص) در چه حالی اصلأ دیده نشد؟
الف در حال مجامعت با زنان ؟در حال بول و غائط؟ در حال خرید از بازار؟ نوشیدن آب در حال نشسته ؟
5)مخرج بول و غائط با سه سنگ پاک می شود؟
الف )هردو پاک می شود ب) هیچکدام پاک نمی شود .د)مخرج بول پاک نمی شود ولی غا ئط پاک می شود .
9)موی سر رسول خدا (ص)
الف - سیاه بود .ج-جز چند دانه مو بقیه سیاه بود .د- در آخر عمر سفید شد .
10)به فرموده امام صادق (ع) خداوند متعال در رسول خدا (ص) چند روح قرار داده است ؟
الف روح القدس- روح الایمان –روح القوه .ب- روح القد س-روح الشهوت- روح الحیات . ج- روح القوت-روح الشهوت –روح الخلوت . (ماخذ سایت انتخاب چهارشنبه 9 اسفند 1385 .http://www :tik :ir/print/
?ID=37372.

به دنبال چاپ این سئوالات ، که در حقیقت یک مشت مزخرفات ناشی از مغز های بیمارو معیوب می تواند مترشح بشود ، یک عده از روحانیون حکومتی در ظاهر ، باز هم تکرار میکنم ، در ظاهر شروع به اعتراض کردند. در صورتیکه خود این حضرات می دانند ،که منبع این سئولات کجا است و از مغز شیخ الاسلام معروف شیعه مترشح شده است . عنوان این کتاب : حلیه المتقین (زیور مومنان) محمد باقر مجلسی است که جمهوری اسلامی بار ها و بارها آنرا در هزاران نسخه چاپ و منتشر کرده و در دسترس ملت ایران گذاشته است . ( چاپ اول انتشارات جمهوری اسلامی 330 صفحه .)

شیخ الاسلام محمد باقر مجلسی ، فقیه معروف و مشهور دوره صفویه است ،که 25 جلد کتاب احادیث نبوبی اش عنوان بحار النوار دارد ،. با تبلیغ این نوع خرافات و جها لت ها ، دولت صفویه و جامعه ایران را به چنان به فساد وپوسیدگی درونی کشاند که در نهایت جوان 22 ساله محمود افغان بساط شاهان و دین فروشان رادر مارس 1722 در گناباد اصفهان تارمار کرد .

این جا است که هیچ فرد صاحب عقل و شعور ، هرگز به صداقت این روحانیون به ظاهر معترض ، کوچکترین اعتمادی ندارند. برای اینکه کانون تبلیغ و ترویج این خرافات خود همین دستگاه آخوندیسم است . همین امروز آثار شیخ السلام محمد باقری مجلسی و خصوصأ همین کتاب در حوزه های دینی ودا نشگاه هائی که جمهوری اسلامی از بدو بقدرت رسیدن با بود جه و سرمایه های ملت بنامهای دانشگاه الباقر ، الصادق ، الجواد ، الزهرا ء ، علامه طباطبائی ، شهید بهشتی ، و حوزه های دینی گشوده شده اند ، تدریس می شوند نظام با تبلیغ و باتدریس این خرافات و جها لت ها لاینقطع به طلبه ها و آخوند ها ، مدارک کارشناسی ارشد و دکترا صادر میکند . دکتر در چی ؟ دکتر در تفسیراثار شیخ الاسلام محمد باقر مجلسی و امثال این ها .

نگاه کوتاه به محتوی معترضات سه نفر از آیت الله های حکومتی به سئوالات در آزمون معلمان استان تهران. .
سه نفر از روحانیون حکومتی ،که عنوان آیات اعظام و علمای اعلام نیزدارند ، به این آزمون ، با روش و منطق و علم مخصوص خود اعتراض کردند . اینجا است که برای محققین و پژوهش گران ایرانی ، رفتار و گفتار این حضرات ، هم جالب و وهم یک معما است .چگونه در طول 28 سال عمر جمهوری اسلامی ، نظام شب و روز مغزو هوش ملت را باتبلیغ این خرافات پر میکند ،خرافات چاه جمکران را رونق می دهد این آقایان اعتراض نکرده اند ،و لی وقتیکه این خرافات را به عنوان سئوال و آزمون امتحانی در معرض افکار عمومی قرار می دهند ، آقایان داد وفریاد برمی آورند ، وای اسلاما !

واکنش آیت الله مکارم شیرازی :خبر گزاری انتخاب : آیت الله مکارم شیرازی در واکنش به طرح سئوالات موهن در آزمون معلمان استان تهران اظهار داشتند : علاوه بر محاکمه و مجازات عاملین توهین به ساحت پیامبر اعظم (ص) باید تدابیری اندیشه شود که تا در آینده اینگونه امورتکرار نشود و کار به اهلش سپرده شود . (...)ایشان با تاکید بر لزوم هوشیاری ملت مسلمان ایران نسبت به توطئه های دشمنان هشیار داده و تصریح کردند : نباید به این مسئله دامن بزنیم . زیرا دشمن منتظر است ،تاازا ینگونه امور سو ء استفاده کند و نظام شیعه را زیر سئوال ببرد ، لذا باید از بهانه دادن به دست دشمن دوری نمود . (ماخذ سایت انتخاب چهارشنبه 9 اسفند1385)

واکنش آیت الله یوسف صا نعی :خبرگزاری انتخاب : حضرت آیت الله یوسف صانعی از مراجع تقلید ، در بیانیه ای با محکومیت توهین به پیامبر اسلام (ص) تصریح کرد : بی احترامی به پیامبر عظیم الشان (ص) در چنین شرایطی جرمی بزرگ و گناه نابخشودنی است . در این بیانیه آمده است : امید است با مجازات کسانی که زمینه ساز چنین مسائلی بوده اند ، دیگر شاهد چنین مصیبت های بزرگ برای اسلام و جمهوری اسلامی نباشیم. این بیانیه افزود : مدتی است بی احترامی و توهین به مراجع و علماو بزرگان دین و دیانت کثر الله امثالهم در مملکت ما ولو بصورت محدود پدیدار گشته ولکن مع الاسف هیچگونه عکس العمل با زدارنده ای تا به امروز مشاهده نشده است. آیت الله صانعی افزود : امید آنکه با واکنش همه متدینین و قدرتمندان ، جلو تکرار این گونه مسائل برای همیشه گرفته شود تا بیش از این شاهد غربت اسلام و افکار امام امت (س) نباشیم . (ماخذ سایت انتخاب –یکشنبه 13 اسفند ماه 1385)

واکنش دفتر آیت الله فاضل لنکرانی:خبرگزاری انتخاب : حجت السلام و المسلمین محمد جواد فاضل لنکرانی در خصوص دیدگاه حضرت آیت الله فاضل لنکرانی در باره اهانت به ساحت قدسی پیامبر اعظم (ص) در طراحی پرسش های آزمون ضمن خدمت فرهنگیان اظهار داشت : والد معظم ما ( به عنوان توجه بکنید پسر در باره پدر صحبت می کند ، و چه عنوانی بر پدر نسبت می دهد والد معظم ما !!ملت عنوان خدایگان شاهنشاه اعلیحضرت همایونی را فراموش نکرده اند )پس از اطلاع ضمن اظهار نگرانی و تاسف شدید فرمودند : همه مردم عکس العمل نشان دهند چراکه این اهانت خیلی عظیمی است .وی ادامه داد : به نظر می رسد آنچه که به اسم آزمون سیره نبوی (ص) صورت گرفت ، استمرار سیاست های استکباری در مقابله با اسلام و پیامبر خدا (ص) است .امروز در نقاط مختلف جهان این مقابله با اسلام و پیامبر اعظم (ص) آغاز شده و برای ما روشن است که طراحان این پرسش ها در پی موهون نمودن پیامبراسلام (ص) بودند . این اهانت از دانمارک و کشورهای غربی آغاز شد و دامنه آن متاسفانه به کشور مانیز رسید .(...)مسئول دفتر حضرت آیت الله محمد فاضل لنکرانی اضافه می کنند : «..» از دشمنان تعجب نیست که آنها به دنبال مقابله با اسلام بوده وهستند ... از کسانیکه به دنبال تحقق عدالت هستند ، باید پرسید که در مقابل این اهانت آشکار چه تدبیری اندیشیده اید برخی از مسئولان این امر به بهانه ای که این سئوالات از کتب سنن النبی (ص) استخراج شده می خواستند صورت مسئله را پاک کنند در حالیکه چگونگی استخراج سئوال وکنارهم قرار دادن جواب های آمیخته به اهانت هرگز در آن کتاب وجود ندارد؛ مردم عزیز ما در این روزها مکرر أ تماس می گیرند و نظر حضرت والد ما را جویا می شوند ، متاسفانه در یک سال گذشته با هشدار های فراوانی که از سوی حوزه های علمیه و مراجع معظم داده شد و انتظار می رفت که مسئولان متعهد و دلسوز عکس العمل قابل توجهی را از خود ارائه بدهند ، اما با تاسف هیچ گونه عکس العمل روشن و قابل انتظاری ندیدیم . (ماخذ سایت انتخاب چهارشنبه 9 اسفند 1385)

این اظهار نظر ها ، بخشی از گفته های آقایان روحانیون ، یا مسئول دفتر حضرات است . اگر خوب به همین مختصر دقیق بشوید ، به همان تئوری های رایج در طول 28 سال حاکمیت ولایت مطلق فقیه ، تئوری« تحاجم فرهنگی دشمن» را مشاهد خواهید کرد ، که دشمن سعی دارد اسلام را نابود بکند ، این کار کار غربی های اسلام ستیز است . مردم هشیار باشید دشمنان اسلام برای نابودی اسلام ناب محمدی که ما روحانیون شیعه از آن نمایندگی میکنیم ،و ایران اسلامی ام القراء این ا سلام است مورد حمله دشمنان قرار گرفته است . هیچکدام ، هر گز این قدر شهامت ندارند رک وراست بگویند : این ممتحنین ، این سئولات را خود شان طرح نکرده اند ، بلکه از آثار علمی و نبوغ علمای شیعه از کتاب حلیه المتقین شیخ السلام محمد باقر مجلسی در آورده شده اند ،که در طول 28 سال حاکمیت جمهوری اسلامی با پول این ملت این کتابو نظایر آن در نسخه های چند صد هزاری چاپ و منتشر شده و منتشر می شوند ، که خود روحانیون این ها را به عنوان علم در حوزه ها به طلبه ها تدریس می کنند. این سئوالات از کتاب حاجی آقاو یا توپ مرواری زنده یاد صادق هدایت در آورده نشده اند . خود همین روحانیون به خوبی به منابع آنها آگاه هستند . خود فرزند آیت الله فاضل لنکرانی به آگاه بودن منابع این سئوالات با این جمله : «برخی از مسئولان این امر به بهانه ای که این سئوالات از کتب سنن النبی (ص) استخراج شده خواستند صورت مسا له را پاک کنند، در حا لیکه چگونگی استخراج و سئوال وکنار هم قرار دادن جواب های آمیخته به اهانت در آن کتاب وجود ندارد .» اعتراف می کند . سئوال این جا است چرا نظام از یک طرف مبلغ و ناشر این اندیشه های خرافی ، به عنوان دین مذهب و معنویت است ،و از طرف دیگر کسی اگر انگشت به روی این تبلیغات خرافی ، خلاف عقل و منطق بگذارد ، دستگاه پلیسی و تفتیش عقاید نظام ، آنأ سر چماق ، تهدید را بیرون می آورد و با تحریک توده ساده لوح ملت ، واسلاما سرمید هد؟

دین فروشی تجارت پرسود و منفعت . در جهان علم واندیشه ، وقتی که دانشمندی ، به عنوان مثال یک فیزیک دان ، یک تئوری فیزیک ارائه بکند ،آگر فیزیک دان دیگری همطراز ا و در آن حد با آن تئوری موافق نباشد ، شما هرگز مشاهده نخواهید کرد ،که طرفداران ، یا مخالفان آن تئوری ، برای اثبات یا نفی آن ، به چوب و چماق ، دشنه ، خنجر و سلاح آتشین برای از بین بردن واضع و طرفداران آن تئوری ، متوسل بشوند .نهایت هر گروهی سعی میکند در مجلات و کنفرانس های علمی ،از نظریه های خود با استدلالات علمی و منطقی دفاع بکنند . در دنیای دین مداران این چنین نیست ، برای دین مدران ، دین یک کا لا است ، هرقدرآنرا گرانتر و هرقدر زیاد تر بفروشند ، همان اندازه ، از سود و بهره بیشتربرخوردار می شوند. این اصل ،تنها در انحصار دینمداران مسلمان نیست ، بلکه قانونی است جهان شمول ،که تنهادین فروشی با رقابت های تجاری و جنگهای ناشی از آن ،برای دست یابی به بازارهای جدید و انحصاری قابل مقایسه است .

در طول یک قرن گذشته ، قدرت های بزرگ صنعتی و استعماری ، برای دستیابی و رقابت دربازرگانی جهانی ، دنیا را دو بار به جنگ جهانی کشیدند ،و ملیون ها انسان را در بخش اعظم کره خاکی به خاک و خون کشیدند. اگر به تاریخ ادیان نیز دقیق نگاه بکنید ، می بینید همین قانون فروش کا لا و کسب سود بیشتر ،در دین فروشی نیز حاکم است . از فردای به صلیب کشیدن حضرت عیسی ویا رحلت حضرت محمد ( ص) تا امروز، دین فروشی ، همراه با جنگ های خونین مذهبی ، توسط دکانداران کالای دین و مذهب و فرقه ادامه دارد .یک لحظه فکر بکنید از ابتدای مسحیت و اسلام ، چندین ملیون انسان بنام خداو دین و مذهب ،فرقه و مکتب ، به فجیع ترین شکلی در دنیا کشته شده اند ؟ این سئوال پیش می آید ، نعوذ بالله خداوند آنقدر بی دست و پا است که برای تبلیغ دین اش ، به فلان شیخ السلام آیت الله و حجت السلام ، پاپ و کاردینال و اسقف و خاخام احتیاج دارد ؟ مگر در قران خداوند نفرموده است ، که در دین باوری اجبار نیست ؟
برای دینمدارن دین یک کالای تجارتی است ، هر آیت اللهی ، هر پاپی و اسقفی ،هر خاخامی دکان خود را دارد و کالای خود را ارا ئه با مارک تجاری تبلیغاتی انحصاری اش به بازار ارائه می دهد ،و در صورت امکان رقبای تجاری خود را با انواع حیله و نیرنگ و تهمت سعی میکند از میدان بدر کند .درجهان اسلام از بطن ایمان به خدای واحد ، پیامبر واحد ، کتاب مقدس واحد توسط دینمداران انحصار طلب چندین مذهب و فرقه و مکتب زائیده شده اند ؟چه جنگ های خونین شیخی حیدری ،نعمتی ، سنی ، شیعی در طول تاریخ اسلام رخ داده اند و هنوز هم متاسفانه رخ می دهند ؟ وضع اسفناک ملت مظلوم و ساده اندیش عراق ، نمونه تاسف بار سیاست دکانداران دین و مذهب است .این دین فروشان ، برای فروش کالای خود ، چه مهملاتی را به عنوان معجزه بر مردم ساده در طول تاریخ قالب نکرده اند ؟ چه قدرت های ماوراء طبیعی و معجزه های دروغین برای خود نسبت نداده اند !!!؟ تبلیغ این خرافات برای ایمان به خدا و پیامبر و قران نیست ، بلکه هدف در انقیاد گرفتن یک ملت ، یک قوم و یک قبیله است . که در نهایت این انقیاد به بهره کشی از این انسان های ساده و بی آلا یش منتهی می شود .

یک نگاهی به مملکت و ملت بلاکشیده خود نظر می اندازیم .بنا به آمار واسناد موجود ، جمعیت ایران در سال 1357 ، در حدود 35 ملیون نفر قید شده است . از این 35 ملیون نفر ، چند درصد به مجموعه قشر روحانی ، همراه با خانواده شان تعلق داشتند ؟ این سئوالی است که من راقم این مقاله بطور دقیق نمی دانم. امروز بعد از 28 سال حاکمیت مطلق روحانیون حکومتی ، جمعیت ایران در حدود 70 ملیون نفر است ،و لی بدنه قشر روحانی ، از طلبه گرفته تا آیت الله ها ،و خانواده آنان ، مسلمأ به مراتب به تناسب رشد جمعیت ، رشد نامتعادل دارند .این جمعیت عظیم وحتی رشد بی تناسب آن نسبت به جمعیت کل کشور ،یک جمعیتی است ،که کار تولیدی و مفید اجتماعی برمبنای مفاهیم اقتصادی انجام نمی دهند . اگر بگوئیم که روحانیون معلمین امور دینی هستند و وجودشان با این ضریب نسبی ، نسبت به کل جمعیت کشور باز هم لازم است ، من راقم این سطور نمی توانم آنرا قبول بکنم .کل امور دینی برای یک مسلمان مئومن ،احکام طهارت و نجاست و 17 رکعت نماز در روز ، یک ماه روزه درسال ، محاسبه خمس و ذکات سالانه ، و بلاخره در صورت داشتن شرایط لازم وثروت کافی ، یک بار زیارت حج است . مجموعه همه این احکام دینی را یک مسلمان می تواند در یک کتاب رساله در چند فصل بخواند ،و در صورت امکان از آخوند محله اش سئوال بکند.یا یا از طریق مکاتبه با مراکز حوزه های دینی سئوالات دینی اش را برطرف بکند. مشکل این جا است که اولأ چه سازمان هائی آگاهانه ملت ایران خصوصأ زنان و دختران ایران را عمدأ بیسواد صغیر ، محجور ناگاه داشته اند ؟چرا آلمانی مسیحی به زبان آلمانی ، انگلیسی مسیحی به زبان انگلیسی ، عرب مسیحی به زبان عربی ، ارمنی مسیحی به زبان ارمنی به خدای یکتا عبادت میکنند و خدای آنها ، همه زبان های تمام بشریت را می فهمد ولی نعوذ باالله خدای مسلمانان فقط به زبان عربی آشنا است ، غیر از زبان عربی ، به زبان های دیگرمخلوقات خود آگاه نیست ؟ آیا این خود سئوال برانگیز نیست ؟ در صورتیکه اگر شما قران مجید را مطالعه بکنید ، حد اقل در هر سوره ، چندین بار ، خداوند می فرماید : خداوند از کنه واسرار درون قلب شما آگاه است؟ خدائی که از کنه درون واسرار قلب من آگاه است ، مسلمأ زبان مادری مرا نیز درک میکند. چرا مسلمانان دنیا ، بانژاد های گوناگون و فرهنگ های مختلف ، نباید در زبان مادری خود قران را بخوانند و در زبان مادری خود عبادت بکنند ؟ برای اینکه در آ ن صورت بخشی از دکان دین فروشان بسته یا کساد می میشود . دین فروش می خواهد حتمأ کالای خود رابا مارک تجاری معین و مشخص بفروشند و آنها قرنها است که امتیازواستفاده انحصاری این مارک را دارند .

امروز 28 سال است که روحانیون حکومتی مطلقأ بر ایران حکومت می کنند . آیت الله خمینی بعد از پیروزی انقلاب ، در دستگاه حکومتی ، قدرت مطلق داشتند . آیا آیت الله خمینی در طول حیات خود ، تحصیلات علوم اقتصادی ، سیاسی ،مدیریت کلان تاریخ سیاسی ، دیپلماسی داشتند ، و به زبانهای خارجی آشنا بودند و مجلات مخصوص جهان سیاست واقتصاد را منظم و مرتب مطالعه می کردند ؟ یا اینکه کل تحصیلات ایشان ، محدود به همان دروس حوزه های علمی رایج درایران یعنی اصول کافی کلینی ، بحار النوار محد باقر مجلسی و نظایر این ها بود ؟ آنچه که از آثار آیت الله خمینی باقی مانده است ، خصوصأ چون کشف الاسرار ، ولایت فقیه ،و سخنرانی های ایشان نشان می دهند ، که به هیچ یک از علوم ذکر شده در بالا که در مدارس علوم سیاسی دنیا تدریس می شوند ، هرگز آشنائی نداشتند. این واقعیت مختص آیت الله خمینی نیست ، بلکه شامل قریب به اتفاق روحانیون حکومتی است . این جا است که باز این سئوال پیش می آید : چگونه بدون تحصیل دانش های لازم وضروی برای مدیریت کلان جامعه قشر روحانیون حکومتی ،مملکت وجامعه را اداره می کنند؟چگونه است که این روحانیون ، گویا بعضآ مدت بیست سال عمر خود را صرف آموختن ، احکام طهارت ، نجاست ، حلال وحرام میکنند ، آیا مدیریت کلان ، به علومی چون اقتصاد ملی ، سیاست دفاعی مملکت ، دیپلماسی جهانی به اندازه نماز میت و سجده سهو، برای کسی که خود را رهبر سیاسی ملت و مملکت تحمیل و کرده و یا قبولانده است ، اهمیت ندارند ؟

دین فروشی سکه رایج برای امرار معاش و کسب مقام وثروت .

کسانیکه با سایت حضرت آیت الله یوسف صانعی آشنائی دارند ، می دانند که تا سال گذشته ، همین شخص ، بطور روشن وآشکار ، قیمت یکسال نماز را 120 هزارتومان ، قیمت یک ماه روزه را 90 هزارتوما ن ، همراه با شماره متعد د حساب بانکی خود را در شهرهای مختلف ایران ، مثل یک شرکت بازرگانی منتشر کرده بود. از روزی که صاحب این قلم ،همین عملنماز و روزه فروشی آیت الله صانعی را را با استناد به سایت ایشان در مقاله ام انتقاد کردم ، اگهی بازرگانی و ارائه کالای نمازو روضه را از سایت خود برداشته اند . البته این کالا ها رامی فروشند .من ا زآیت الله می پرسم چگونه می توانید نمازو روزه را بفروشید؟ آیابجای شخص خریدارف نماز می خوانید و روزه میگیرید ؟ یا کسی فوت کرده و بازماندگان شخص متوفی نمازو روزه می خرند ، که آن شخص به بهشت برود ؟ مگر نعوذ بالله خداوند دکان دین فروشی باز کرده است؟ اگر دین وایمان را با پول می توان خرید ، پس حتمأ دزد ان بزرگ و قاچاقچیان مواد مخدرو کالاهای مصرفی مردم ، جایشان در بهشت است . بعلاوه فرض بکنیم در یک ماه پنجاه نفر برای آیت الله صانعی مشتری پیدا شد و هر پنجاه نفر ، هرکدام یک ماه روزه و یک سال نماز خریدند . آیا یکسال که بیش از 12 ماه نیست ، آن 38 ماه بقیه را کی آیت الله صانعی روزه طرف را خواهد گرفت ؟ آیا خود آیت الله روزه می گیرند و نماز ها را می خوانند ، یا اینکه ایشان بمانند بازرگانان معروف وارد کننده دست اول هستند ، بعدأ این روزه هاو نماز ها را با در صدی سود به اشخاص دیگر می فروشند ؟ حقیقتأ من به عنوان یک پژوهشگر ، فلسفه خرید و فروش روزه ونماز را در اسلام نمی دانم. در دین مسحیت ، آن موقع که پاپ ها، ملت و حتی شاهان را در عمق حماقت نگاه داشته بودند ، مثل شرکت های بنگاه های معاملاتی املاک ، بهشت را از روی نقشه به پادشاهان و اشراف می فروختند ! مسلمأ فقیر فقرا چون ثروتی نداشتند ، هم در جهنم این دنیا رنج می کشیدند و هم در آن دنیا جائی دربهشت پیش فروشی پاپ ها جای نداشتند .
رابطه سنتی بازاریان ایران با نهاد روحانیت و آخوندیسم درست بر رابطه تبادل بازرگانی و داد و ستدو بهره و سود برگزار است.آن بخش از بازاریان گرانفروش و سود جو ، وقتی که ،کالاهای با مرغوبیت کم ،و درعین حال گران ، را به ملت می فروشند و در آمد حاصل از کار ملت را بدون کوچکترین ناراحتی وجدانی به تاراج می برند ، در این میان ا ین روحانیون هستند ،که به عنوان پاک کنند گان مال حرام ، وارد صحنه می شوند و با دریافت سهمی از در آمد حرام آن تاجر ، باقی مانده در آمد آن شخص را به ظاهر حلال و پاک می کنند .من از این حضرات و خوانندگان می پرسم اگر فروختن نمازو روزه دین فروشی نیست ، پس چیست ؟

کشیشان کارگر و نقش مثبت و مقام محترمانه آنان در جوامع مسیحی .

در تاریخ جنبش های کارگری اروپا ، نقش سوسیالیست ها و خصوصأ مارکسیست ها ، بسیار مهم و با اهمیت است . در این بخش از تاریخ اروپا ، مبارزان سیاسی برای اجرای عدالت اجتماعی ، نهاد کلیسا را به عنوان قدرت بازدارنده جنبش سوسیالیستی و طرفدار پادشاهان و سرمایه داران می نامیدند.اگرچه خود رهبران جنبشهای کارگری و سوسیالیستی در فرهنگ مسحیت بزرگ شده بودند وشخصیت و پیام حضرت عیسی را به عنوان یک شخصیت انقلابی و عدالتخواه می دانستند ، ( همانطوریکه بخشی از ایرانیان شیعه مذهب وحتی مارکسیست ، حضرت علی امام اول شیعه یان را امام عدالتخواه می شناسند.نگاه کنید به دفاعیات زنده یاد خسرو گلسرخی درظلم گاه نظام شاهنشاهی ) ولی نهاد کلیسا و روحانیت حاکم و متحد قدرت های حاکم را یک نهاد ارتجاعی می دانستند . این بینش و کشیش ستیزی ،بلاخره با انقلابات متعدد در کشورهای اروپائی با جدائی سیاست ، از مذهب ، فروکش کرد .اما یک بخش از روحانیون مسیحی ، که اغلب به آنها آونگارد( پیشرو) می گفتند و هنوز هم در اروپا در بطن کلیسا ی مسحیت وجود دارند ، این خط مشخص و در عین حال انقلابی را پیش گرفتند ، که به دوران دین فروشی کشیشان پایان بدهند ،و هر کشیشی باید برای امرار معاش شخصی خود ، شغل و حرفه مفید اجتماعی را انتخاب کرده و بعد از گذراندن دوره های کار آموزی لازم ، ، هزینه زندگی خود را از طریق دست مزد ناشی از کار خود تامین بکند . این کشیشان ، به کشیشان کارگر معروف هستند ، و بعداز پایان کار روزانه خود ، به تبلیغ دین و پخش پیام حضرت مسیح می پردازند .این کشیشان در بین مردم ، حتی آن بخش از شهروندان که باور های دینی ندارند ، از حرمت مخصو صی برخوردار هستند .برای اینکه آنها دین فروش نیستند ، دین و مذهب برای آنها وسیله امرار معاش نیست ، بلکه دین و مذهب آنان پیام قلب و ایمان آنها هستند.آیا چنین جنبش ایمانی وفکری ، در بین آخوند های مسلمان و شیعه مذهب حکومتی وطن ما ایران امکان پذیر نیست ؟
آیا ایرانیان برای این انقلاب کرده بودند که بتوانند آزادانه نماز بخوانند ، ویا به حج بروند و یا مراسم عاشورا برگزار بکنند؟ در زمان نظام پهلوی نه تنها این مراسم آزاد بود ، بلکه بخشی از روحانیون عالی رتبه ، از بودجه های کلان نخست وزیری استفاده می کردند. در نهایت به نفع استبداد محمد رضاشاهی و وقدرت های استعمار گر بیگانه بود ،که ملت را با انواع باور های خرافی و وعده بهشت سرگرم نگاه دارند. ملت ایران ، برای اجرای عدالت ،و حاکمیت ملی ، دولت برخاسته از رای آزاد ملی انقلاب کرده بودند. اگر انقلاب ملا خور شد ، دردرجه اول بخاطر عدم آشنائی و آگاهی بخشی از این روشنفکران ایرانی بود ،که خود این حضرات تا گلو در خرافات و جهالت غوطه ور بودند . اولین کسی که آقای خمینی را به مقام امامت رسانید و ایشان را امام خواند ، آقای ابوا لحسن بنی صدر بود ،و حزب توده ایران ، این حزب طراز نوین مارکسیسم لنینیسم(زرشک ) در خدمت مسکو ، چه امام امام میکرد .و آخر امام هم چه تشکری از«رفقا » کرد ویک نسل از نیرو های چب ایران را همین حزب به مسلخ آخوندیسم فرستاد .


************************

بودجه های عظیم دولت و در آمدهای کلان اوقاف برای تغذیه بدنه سازمان سیاسی- نظامی-پلیسی آخوندیسم حاکم .
اگر اقتصاد ایران را از بدو تشکیل و حاکمیت جمهوری اسلامی تجزیه و تحلیل بکنیم ، به آسانی خواهیم دید ، که سیاست های غلط و بی برنامه اقتصا دی این نظام ، اقتصاد ایران را به یک اقتصا د مصرفی و انگلی تبدیل کرده است . در این اقتصاد ، اگر در آمد حاصل از نفت را کنار بگذاریم ، می بینیم سهم واردات ، خصوصأ واردات کالاهای مصرفی و غذائی ، بخش مهم در آمد حاصل از نفت را بخود جذب میکند . به عبارت دیگر ، اقتصا د بیمار ایران بمانند وارث یک پدر ثروتمندی است که فرزندان نالایق اش ، ثروت به ارث مانده از پدر را به تاراج گذاشته و از طریق آن زندگی روزانه اشان را می چرخانند . این فرزند ان شعور اقتصادی خود را چه بسا عمدأ بکار نمی برند تا سرمایه باقی مانده از پدر را در کارهای تولیدی ، برای ایجاد کار مفید اجتماعی و سود حاصل از آن را بکار اندازند . بعلاوه بر بدنه این اقتصاد مریض ، یک دولت با حجم بسیار سنگین ، خصوصأ سازمانهای مذهبی سیاسی ، نظامی پلیسی و فرهنگی چسبیده است ،که بنام کارمندان دولت ، نهاد های مذهبی ، شیره این اقتصاد مریض را تا آخرین قطره می مکند.
به عنوان نمونه چند مثال بسیار روشن و آشکار را در اینجا می آوریم. از بدو استقرار جمهوری اسلامی ، حجاب اجباری است. بعلاوه جمعیت ایران در طول این مدت دوبرابر شده است . صنایع نساجی ، صنایع بسیار پیچیده احتاج به زیربنای کادرعلمی چندانی ندارند . با وجود این نظامی که حجاب را اجباری کرده است ، بخاطر عدم برنامه ریزی های علمی ، در حالیکه صنایع نساجی ایران در حال ورشکستگی است ، پارچه چادرشبی ، از ژاپن و کره جنوبی بطور رسمی ویا قاچاق وارد ایران اسلامی می شود . درد آور است در کره جنوبی حجاب اجباری نیست ، همین کشور به ایران ، حجاب اسلامی صادر می کند .!!!

وابستگی غذائی ایران به واردات خارجی .

اصلی است که در علوم سیاسی ، که به دانشجویان درس می دهند ،این اصل می گوید : کشوری که مایحتاج غذائی خود را نمی تواند تولید بکند ، صحبت استقلال این کشور ، حرف مفت است . اگر شما به سایت سازمان جهانی خوار بار نگاه بکنید (FAO-www.org) تولید سالانه گندم را در سه کشورایران ترکیه و پاکستان ، را مقایسه بکنیم ، می بینیم کشور ترکیه در سال ،2005 بیش از 20 ملیون تن ، کشور پاکستان 19 ملیون تن گندم تولید کرده اند ، در صورتیکه بالاترین رقم تولید گندم ایران هرگز بیش از 12 ملیون تن در سال نبود و تولید گندم در سال 2006 افت سه ملیونی یعنی 9 ملیون تن درسال را داشت . به عبارت دیگر، چنان سیاست کشاورزی در ایران جمهوری اسلامی حاکم است که در کشوری به وسعت ایران که مسلمأ با در نظر گرفتن مناطق کویری ایران بازهم وسعت کافی برای تولید مواد غذائی لازم ، مناطق مستعد کشاورزی وجود دارند ، اما بخاطر اقتصاد انگلی حاکم در ایران ، کشاورزان هروز دهات خود را ترک میکنند ،و به صورت حاشیه نشینی در اطراف شهرهای بزرگ ، تبدیل به مصرف کننده می شوند .

اگر این باربه رشد کمی ، از لحاظ تعداد جمعیت روحانی ، طلبه ، معمم ، مداح ، حجت السلام ، آیت الله ، سازمان های وابسته به روحانیت ، چون حزب الله ، سازمان های منکرات ، لباش شخصی های اسلامی ، خبرچین های مختلف و سازمانی ، نهاد ها و دفاتر آیت الله ها در شهر هاو وشهرستان هاو دهات و قصبات ، و دانشگاه های الزهرا ، الباقر ،الجواد ، الصادق ، علامه طباطبائی ، شهید بهشتی ، حوزه های دینی قم و مشهد و شهر های بزرگ را کلأ حساب بکنیم ، می بینیم یک رشد غیر قابل قبول عقلی و منطقی این نهاد های به ظاهر مذهبی برای تبلیغ دین و هدایت ملت به ارزش های اسلامی رشد کرده اند ،که در حقیقت از انسان های ایکه بلا لقوه استعداد کارهای تولیدی و ایجاد ثروت دارند ، به انسان های وابسته و مصرف کننده تبدیل شده اند که حتی نظام جمهوری اسلامی گندم نان خالی ملت را نمی تواند تولید بکند .، اما به ملت وعده بهشت می دهد .نظامی که گندم نان خالی رابا این سرزمین های وسیع و تکنولوژی پیشرفته در بخش کشاورزی را نمی تواند تامین بکند ،کدام آدم صاحب شعور وعقل است که وعده های بهشتی این حضرات را قبول بکند ؟

اگر حکمت ومنطق عقلی در ایران امروز حاکم بود !

اگر به جایگاه اجتماعی روحانیون چه در گذشته و چه امروز ، دقیق بشویم ، خواهیم دید که قریب به اتفاق آنها ، روستا زادگان ایرانی هستند . ازآنجائیکه دهات و روستا های ایران ،در نظام استبداد سلطنتی ، مورد توجه قرار نمی گرفت اند ،و اغلب این دهات از آثار تمدن جدید ، آب سالم ، برق ، در مانگاه ، مدارس مدرن ، با محتوی درسی با اندیشه های مترقی ، در این دهات وجود نداشتند ،و سرنوشت ملیونها روستائی ایرانی را به اراده مالک وارباب سپرده بودند ،و هیچ برنامه ای برای یک تحول و اصلاحات بنیادی ، در روستا ها بعمل نمی آمد ، مسلمأ بخشی از فرزندان روستائی ، توسط ملاهای ده ، به حوزه های دینی کشیده می شدند ، که تا از این طریق ، هم در آمد ی تامین و تضمین شده ای داشته باشند ، و هم از کار های سخت کشاورزی دور بمانند .خود روحانیون حکومتی امروز در ایران اغلب در سایت های خود این دوران فقر خانواده خود را به تفسیر توضیح و تشریح میکنند . چنین فقر مطلق در یک دوره از نوجوا نی آنها ، یک نوع عقده های روحی و روانی ایجاد کرده است ،که امروز همین حرص و طمع ثروت اندوزی بخشی از روحانیون حکومتی نشانه این عقده های روحی شکل گرفته در زمان فقر مطلق آنان است .

نگرانی روحانیون حکومتی بخاطر ازبین رفتن دین و مذهب نیست . چون همان طوریکه بارها و بارها در نوشته خود به آن اشاره کردم ، ایرانیان هم مثل تمام ملل دنیا و جوامع بشری ، باورهای دینی و متافیزیکی خود را به هر اسم و به هرنام ، خواهند داشت . نگرانی روحانیون حکومتی ، از دست دادن این جاه و مقام و ثروت های باد آورده و قدرت حکومتی است ، که سالها دروان فقرو مسکنت ، در حسرت آن بسر می بردند .اگر در ادبیات سیاسی ایران امروز ، صحبت از آقا زاده ها و قدرت های مالی و اقتصادی آنها می شود ، اگر جنبه های بزرگ نمائی آنها را کنار بگذاریم ، با وجود این، نشانه ای از حقیقت اقتصاد انگلی ایران امروز هستند ،که در حقیقت روحانیون حکومتی معمار این ساختمان نکبت و بدبختی ملت هستند ، بر ایران امروز حاکم است ...

از آناجائیکه آمار دقیق این سازمان عظیم سیاسی ،نظامی ، پلیسی ، دینی «آخوندیسم حکومتی » در دسترس افکار عمومی نیست ، با در نظر گرفتن حوزه های دینی ،و کلاس های متعد د آیت الله ، در شهر های بزرگ ، خصوصأ قم و مشهد ، سازمان های حزب الله ، و منکرات ، لباس شخصی هاو ودانشگاه های مذهبی ،چون الباقر والصادق ، الجواد و الزهراو علامعه طباطبائی و شهید بهشتی ، در مجموع شاید بیش از 500هزار نفر و چه بسا بیشتر ، نیروهای انسانی هستند ، که با هزینه های بسیار سنگین ، وسرمایه گذاری غیر تولیدی از بدنه اقتصاد بیمار ایران تغذیه میکنند .
ایران تا قبل از « انقلاب کذائی شاه و مردم! » یا به اسم دیگر « انقلاب سفید » باوجود داشتن کشاورزی سنتی ، از خود کفائی عذائی برخوردار بود . این« انقلاب » بخاطر نداشتن برنامه های علمی و عملی ، نه تنها ساختار کشاورزی سنتی ایران را از بین برد ،بلکه روستائیان را به خاطر نداشتن درآمد کافی ، مجبور به ترک روستا ها کرد. تراکم بی رویه جمعیت ،در شهرهای بزرگ ، و ظهور حاشیه نشینی و حلبی آباد ها ، یکی از معیارهای عقب ماندگی و حاکمیت نظام استبدادی در جهان سوم است . پایتخت های چند ملیونی در آمریکای لاتین ، در خاورمیانه ، چون تهران ،و قاهره ، بدون خدمات لازم ،و خیل بیکاران ساکن در حاشیه این شهر ها ،ورشد اقتصاد انگلی در این پایتخت ها ، خود نشانه بی برنامگی این نظام های فاسد و خود کامه هستند .

تعداد روستا های ایران را درنشریات سال های گذشته در حدود 60 هزار می نوشتند . بنا به گفته خود مسئولین مملکتی و حتی و بازماندگان اهالی این روستا ها ، امروز دهات ایران از سکنه خالی شده اند . به عبارت دیگر آن سرمایه های عظیم تولیدی ، به حال خود رها شده ، و مسئولین دولتی برای تامین گندم نان خالی ملت ، محتاج به گندم خارجی هستند . اما در مقابل در طول 28 سال حاکمیت ولایت مطلقه فقیه ، بدنه سازمان سیاسی –مذهبی و نظامی-پلیسی ،یا به عبارت دیگر آخوندیسم طفیلی و مصرف کننده ، آنچنان رشد کرده است ، که امکان هر گونه اصلاحات ساختاری اقتصداد انگلی ایران را به طرف یک اقتصاد تولیدی سالم را غیر ممکن کرده است .

اگر در ذات وماهیت ، هیت حاکمه نشانه ای از خرد گرائی ،و حکمت بود ، مسئولین بجای آنکه ایران را از لحاظ تولید آخوند ، حجت السلام ،و آیت الله به حد اشباع برسانند ،و حتی بخشی از آنها را به عنوان مبلغ به خارج صادر بکنند ، می توانستند ، این جوانان روستائی را که برای آخوند شدن ، به طرف حوزه های دینی هجوم میآوردند ، تا در نهایت ، در لباس روحانیت به قشر مصرف کننده تبدیل بشوند ، اینبار حد اقل ، نصف حوزه های دینی را تبدیل ، به مدارس حرفه ای در رشته های کشاورزی،و مکانیک ماشین آلات کشاورزی ،و صنایع تبدیلی محصولات کشاورزی ،و فراورده های غذائی تبدیل میکردند ، واین روستا زادگان بجای آنکه عمرو جوانی شان را برای آموختن یک مشت خرافات ،که( نمونه آنها را در سئوالات آزمونی استان تهران دیدیم ) صرف بکنند ، به آموختن کشاورزی مدرن صرف می کردند ،و در طول 5 سال ، تبیل به انسان های صاحب حرفه مفیدو تولیده کننده می شدند. و دولت این روستا های خالی از سکنه را ، به مدت 99 سال ، به این جوانان اجاره میکرد ،و درضمن با کمک های مالی ،و تشکیل تعا ونی های کشاورزی و صنایع غذائی ، و آموزش های تکمیلی تناوبی ، این جوانان را نه با زور ، بلکه از طریق تشویق و تبلیغ و ارائه خدمات و نمونه های موفق این نوع برنامه ، روستا ها را آباد می کرد ،و این قشر را از دایره زندگی طفیلی و مصرفی بیرون می کشید و به کشاوزان و تولید کنندگان مواد غذائی تبدیل می نمود .

اما ٌ از آنجائیکه متاسفانه ، در طول 28 سال حاکمیت جمهوری اسلامی ، علنأ مشاهده شده است ، که مسئولین حکومتی ، از چیزی که نفرت دارند ، حاکمیت عقل وشعور اجماع بوده ،ومتاسفانه این سیاست ایران برباد ده ، باتمام شدت و حدت ادامه دارد ، این مقاله را با چند بیت از مولانا در رابطه با گمراهی مسئولین مملکتی ، در انتخاب راه حکمت و دفع نکبت ،ازمعروف ترین عارف ادبیات و فرنگ ایرانی کمک می گیرم . ایرانیان حتمأ می دانند ،که در اوج تبلیغات خرافی و حاکمیت شیخ السلام ها در پایان دوره عهد صفویه ، روحانیون درباری فتوی داده بودند ،که مثنوی مولوی نجس است ،و بعضی از آنها حتی با انبر مثنوی را جابجا میکردند . من راقم این سطور ،نه مبلغ عرفان و نه صوفی گری هستم ، اما می دانم ، در این اثر وزین فلسفی وادبی ، یک خرد بس بیکران عمیق مردمی وجود دارد ،که حتی تا عمق مغز و منطق انسان های بی مدعا و در عین حال بیداردل و صاحب روان نفوذ میکند .آینده حاکمیت مطلق روحانیون حکومتی در ایران امروز شبیه داستان آن مردی است که سوراخ دعا را گم کرده بود. وچون امروز فرهنگ دعا خواندن ،در فرهنگ دولتی و رسمی فرهنگ غالب است ، لازم می دانم ، برای طروات ذهن ویاد آوری ادبی بعضی از روحانیون حکومتی ، با هم به مثنوی مولوی برویم ،که شرح حال کسانی است ،که در انتخاب را حکمت با نکبت ، دچار اشتباه شده اند.

******************

آن یکی در وقت استنجا بگفت
که مرا با بوی جنت دار جفت
گفت شخص ، خوب ورد آورده ای
لیک سوراخ دعا گم کرده ای
این دعا چون ورد بینی بود چون
ورد بینی را تو آوردی به کون
رایحه جنٌت زبینی یافت حر
رایحه جنت کی آید از دبر
ای تواضع برده پیش ابلهان
وی تکبر برده تو پیش شهان
آن تکبر بر خسان خوبست چست
هین مرو معکوس عکسش بند تست
از پی سوراخ بینی رست گل
بو وظیفه ً بینی آمد ای عتل
بوی گل بهرمشامست ای دلیر
جای آن بو نیست این سوراخ زیر
کی از اینجا بوی خلد آید ترا ؟
بو زموضع جو اگر باید ترا
همچنین حب الوطن باشد درست
تو وطن بشناس ای خواجه نخست .

ای کاش روحانیون حکومتی، هم ارزش وطن را می شناختند و هم حب وطن داشتند. در آنصورت ، آیت الله مصباح یزدی علنأاز میکرفن رسمی جمهوری جمکران نمی گفتند :« وطن پرستی عین گاو پرستی است.!!!» ... (ادامه دارد )


به قلم: کاظم رنجبر . دکتر در جامعه شناسی سیاسی – پاریس 9 مارس 2007
-اقتباس بطور کامل و یا به اختصار ، با ذکر نام نویسنده و نام سایت ، بلامانع است .

3 March 2007

بصير نصيبي : ما کار خودمان را می کنیم

سایت رادیو فردا در گزارشی از بهرام رحیمی با عنوان پاشنه سانسور بر همان در می چرخد.مسایل مربوط به سانسور کتاب در جمهوری اسلامی و شکایت ناشران به دیوان عالی اداری رامطرح می کند اما عنوان این گزارش بر خلاف روش رادیو فردا که حکومت مافیایی دارالخلافه را قبل از به میدان آمدن احمدک بهشت برین مینمایاند.ضرب المثل مشهور سگ زرد و برادر شغال را تداعی می کند. این ناپرهیزی رادیوی مذکور را به فال نیک می گیریم ویادداشت این هفته را بر اساس این گزارش تنظیم می کنیم.
گزارشگرمی نویسد: معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به اعتراض تعدادی از نويسندگان و ناشران مبنی بر «غير قانونی بودن» افزايش مميزی و سانسور کتاب در ماه های اخير گفت: اساسا اقدام غيرقانونی در حوزه تحت امر من صورت نمي گيرد. رويه ای که در گذشته صورت مي گرفته است، همچنان ادامه دارد.

ما کار خودمان را می کنیم

يادداشت بصير نصيبي




بر اساس این گزارش ناشران افزایش سانسور را غیر قانونی می داند. (یعنی اعمال سانسور قانونی است فقط افزایش آن منع شرعی دارد) ایا این ناشران محترم نمی داند که در حکومت های سرکوبگرهیچگاه سانسور یک شکل ویک شیوه اعمال نمی شود ؟ ممکن است با توجه به جو بین المللی وشرا یط داخلی کمی قیچی سانسور کند ویا تند عمل کند وقتی ناشرین ونویسندگان محترم به سانسور تن در دادند دیگر میزانش را حکومت خود بنا به شرایط تعیين می کند. حتا سانسور نسبت به موقعیت افراد هم کاملا متفاوت اعمال می شود. نمونه ای برایتان نقل می کنم.

مسعود کیمیایی که کینه ای سخت نسبت به پرویز صیاد به دل دارد رمان گونه ای به اسم جسد های شیشه ای را سر هم کرد ه است. قصد اصلی وی از نگارش این شبه رمان انتقام از صیاد ونمایش سینما رکس بود وچون رژیم هم با فیلمساز حکومتی مسعود کیمیایی هم نظر است، هر چه او می نویسد با هر زبانی که علیه صیاد حرف بزند به راحتی اجازه انتشار می گیرد. درهمان دوران ریاست خاتمی کبیر که کتابهای صادق هدایت را قیمه ،قیمه کردند، واژه پستان را در کتابهای فروغ فرخ زاد تحمل نمی کردند. کتاب کیمیایی به راحتی اجازه انتشا ر گرفت. چند سطر از کتاب را عینا نقل می کنیم:

«صمد پرويزی به سرعت فندک راروی پاکت سيگار برداشت ودر جيبش گذاشت ... گفت :

-خيلی خوار جنده ای ... اگه برات تياتر نذاشتم اگه تو تلويزيون برات برنامه نريختم من ريدم تواستعفای سينماگران پيشرو ... صمد پرويزی …به ظاهر تياتر هم دوست داشت ومثل بار بر های خرمشهری حرف ميزد و...گفت :-عين تياتره؛ بازی مي کنه ...خوار جنده.

از همه با مزه تر اعتراض بزک بانوی صلح است به وزارت ارشاد- ایشان می فرماید:.

آيين نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی خلاف قانون اساسی است و در دادخواستی که به ديوان عدالت اداری ارسال کرده ايم اين موضوع را مطرح نموده ايم که طبق اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی، نشريات و مطبوعات بايد آزاد باشند، مگر اين که اخلالی در مبانی اسلام و حقوق عمومی به وجود بياورند.

بله آشی زیر عنوان قانون اساسی جمهوری اسلامی رابا همکاری کسانی مانند دکتر کریم لاهیجی نایب الرئيس دایم العمر حقوق بشر وساق دوش بعدی شیرین عبادی پختند وهمه بگیر وببند ها واعمال سانسور را هم براساس همین قانون اساسی مترقی!جمهوری اسلامی وبا استناد بخش دوم این ماده مگر... اعمال می کنند. وخانم عبادی هم تا کنون هیچ اعتراض جدی ای به سانسور کتاب در دارالخلافه اسلامی نداشته اند فقط یادم می آید یک بار به سانسور کتاب در امریکای قبلا جهانخوار اعتراض کردند تا اینکه کتاب خودشان در امریکا امکان چاپ پیدا کرد، و وزارت ارشاد امریکا! به راه راست هدایت شد.

معاون فرهنگی دار ودسته جنتی /احمدی نژاد که خوب می داند- اعتراض اخیر شیرین خانم به نوعی پاپوشی است که باند رفسنجانی/خانمی برای , احمدک بیجاره ، دوخته اند در جواب عبادی می گوید:

اين آئين‌نامه كه تازه نيست، سال‌هاي گذشته هم مورد استناد بوده است. اگر خلاف است، پس چرا آن روز مطرح نكرده‌اند كه غيرقانوني است/وبعد اضافه می کند«برايم جالب است كه مي‌گويند مثلا فلان كتاب چهار سال در وزارت ارشاد مانده است. اين به دوران اخير مربوط نمي‌شود و شما خواب بوده‌ايد و الان تازه بيدار شده‌ايد. كساني كه اعتراض مي‌كنند، مي‌توانستند از مديران قبلي هم سوال كنند . »

اما خانم عبادی با مدیران قبلی هیچگاه از این سئوال های بد، بد را مطرح نکردند چرا که یک ملیون نیم اویور پول مفت و یک شهرت جهاگیر را آقای احسان نراقی ( می دانید آقای نراقی بدون پرده پوشی وبا صراحت اعلام کردند که مقدمات اهداءجایزه نوبل شیرین عبادی و جایزه یونسکو برای کیارستمی را ایشان فراهم آوردند)ودیگر لابی های جمهوری اسلامی در دوران پر شور خاتمی برایش جور کردند.

خانم عبادی که انقدر به آزادی بیان علاقه مند شده اند بد نیست به فیتلر ینگ سایت حکومتی بازتاب هم اعتراض کنند. اما نه انگار بد نیست -از شر سایت رضایی دزد و فاسدکه بر اساس اختلافات داخلی برخی ازپرونده های فساد دیگران را رو می کندآسوده شوند. سردار رضایی این سئوال بی جواب را با خانم نوبلی مطرح کردند/ ملیون ها پوندیا دولار وایورو که برای کمک های مربوط به زلزنه بم به حساب ایشان واریز شد، چه شد؟ البته اطلاعیه ای نیم بند از جانب چند خانم که مدعی فعالیت در ngo ها هستند منتشر شد که بیشتر برای سرپوش گذاشتن به این ادعا تنظیم کرده بودند و کسی جدی اش نگرفت.

اما نظر ایشان رادر موردواکنش ج.اسلامی دربرابر اعتراض های مدنی !دیگر خودی های حاشیه ای از زبان معاون وزارت سانسور احمدی نژاد شنید نیست. ایشان می فرماید:

«هر کسی در جامعه ما مي تواند نظرات شخصی خود را مطرح کند و اين که افراد می توانند به نقد عملکرد حوزه های اجرايی بپردازند، جزو افتخارات جمهوری اسلامی و نشان دهنده وجود آزادی بيان و انديشه است»

از مجموع این بیانات شیوا وآنچه در ته دل آقای معاون می گذرد استنباطی کرده ام که هر چند ممکن است تخیلی به نظر بیایداما مربوط به دنیای واقعی جمهوری اسلامی است که سالهاست اعمال می شودونقلش می کنم:

ما ( ج.ا) مثل27 سال گذشته هر فرمانی را که عشقمان بکشد زیر عنوان قانون اعمال می کنیم . هر اثری را هم که دلمان خواست به استناد ما ده24 اخلال در مبانی اسلام ارزیابی وسانسور وتوقیف می کنیم. تازه باید شکر گذار هم باشید که ما عطوفت اسلامیمان فزون تراز دولت خاتمی و رفسنجانی است .اگر زیاد سر بسرمان بگذارید به مانند دولتهای سازندگی و اصلاح طلب از دزدیدن و خفه کردن نویسندگان وسر به نیست کردن آنها. بریدن سینه مخالفان و قتل و تجاوز به خبرنگاران ایرانی الاصل هم ابایی نداریم .ما برای نق زدن های ائتلاف خاتمی/ رفسنجانی تره هم خورد نمی کنیم/ 16سال آنها خوردند وبرند وچاپیدند. ما دوسال هم نشده که داریم میخوریم ومی چاپیم .هنوز خیلی از برادران وخواهران اصلاح طلب عقب هستیم . چرا اینقدر چوب لای چرخ دولت مهر ورز می گذارید؟



بصیر نصيبی 3 مارس2007 زاربروکن/ آلمان

وبلوگ www.cinemayeazad.blogspot.com

cinema-ye-azad@t-online.de