Showing posts with label حسین كاظمینی بروجردی - از زندان. Show all posts
Showing posts with label حسین كاظمینی بروجردی - از زندان. Show all posts

20 January 2009

پرزیدنت عزیز جناب آقای دکتر باراک اوباما، رئیس جمهور محترم ایالات متّحده آمریکا، دنیا را متوجّه موقعیّت ما کنید و بشردوستان را به یاری ما آورید



نامه حسین کاظمینی بروجردی به باراک اوباما

پرزیدنت عزیز جناب آقای دکتر باراک اوباما
رئیس جمهور محترم ایالات متّحده آمریکا

با عرض درود گرم به شما مصلح گرانقدر و تبریک صمیمانه پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری و آرزوی کسب افتخارات فراتر در سراسر جهان و سپاس و احترام به ملت خوب و نجیب ایالات متحده .

اینجانب، پیشوای دینی زندانی که به جرم مخالفت با دین سیاسی و مذهب دولتی و اسلام حکومتی، مدتهاست که در بند های مخوف و مختلف زندان اوین، تحت شکنجه قرار دارم و خانواده ام قربانی جنایات حکام ایرانی شده اند و پیروان افکار و آراء معترض به دخالت سیاست در معنویت که مرا در اعتراضاتم بر علیه روحانیون درباری یاری می کردند، همگی مورد تعرضات روحی و جسمی و خانوادگی واقع شده اند . چشم انتظار حرکت وسیع و گسترده مجامع حقوقی و انسانی سازمان ملل متّحد می باشم تا با حضور گسترده و همه جانبه در شورای امنیت سازمان ملل، مانع تداوم استبداد دینی شوند و از انهدام آزادی اندیشه و استقلال اعتقادات، ممانعت نمایند. من به عنوان یک مدعی العموم جامعه که خواستار حذف تفتیش عقائد از زندگی خصوصی مردم هستم و خواهان دفع سانسور فکری و فرهنگی از جامعه ایرانی می باشم، از شما که مبلغ آزادیخواهی هستید می خواهم تا ترتیب شکایتم را از دادگاه عالی حقوق بشر بدهید و بدین وسیله از بی آبروئی بیشتر مقدسات الهی به وسیله هیئت حاکمه ایران جلوگیری گردد چرا که سی سال است به نام پروردگار مهربان به بندگان خدا ظلم آشکار می شود و هیچکس قدرت انتقاد و ایراد ندارد و مرا که سالهاست با رژیم مدعی دیانت ایران مقابله می کنم به انواع مجازاتهای ناعادلانه و غیر انسانی آزار می دهند .

برگزیدن یک غیر سفیدپوست، تمامی تبلیغات منفی و مخرّب چندین ساله حکومت زورگوی ایران را نسبت به ادعای حق کشی و بی عدالتی و نژادپرستی غرب، باطل کرد و ورود شما به کاخ سفید گویای آزادی مطلق در مغرب زمین است و عدم تحقیر انسانها و حرمت دهی به همه بشریت است. لهذا از بین زنجیرهای دیکتاتوری که بر دست و پایم آویخته اند، فریاد می زنم، پژواک ناله های مردمی شوید که سی سال قبل فریب ظواهر دینداران را خوردند و خود و هستی خویش را در اختیار شریعت مداران دروغگو قرار دادند و اینک بر خلاف تعهدات رهبران انقلاب فعلی که قول استقلال و آزادی و جمهوریّت و دیانت دادند، خالی از هرگونه شادی و راحتی و آقائی و سلامتند،

من به چشم یک منجی و مصلح به شما نگاه می کنم پس بیائید و داد ما را از سلطه طلبان تروریست مآب بگیرید و دنیا را متوجّه موقعیّت ما کنید و بشردوستان را به یاری ما آورید.

با تشکر، پرزیدنت عزیز جناب آقای دکتر باراک اوباما

حسین کاظمینی بروجردی
زندان

13 January 2009

اعلام برائت از تداوم دیکتاتوری مذهبی و اظهار عشق و مودت با همه زندانیان سیاسی و اعتقادی ایران


نامه حسین کاظمینی بروجردی از زندان

ضمن اعلام برائت از تداوم دیکتاتوری مذهبی و اظهار عشق و مودت با همه زندانیان سیاسی و اعتقادی ایران، بار دیگر حمایت همه جانبه ام را از خانواده های زندانی ابلاغ می دارم و از ملت غیور و ضد استبدادی، انتظار امداد مالی و عاطفی و احساسی به همه فرزندان بندیان مظلوم و بی پناه را دارم. هرگز نسلهای بیدار و آگاه آتی، زحماتی را که برای استقلال اعتقادی و آزادی فکری و رهایی اندیشه از حصارهای زورمندانه و خودکامانه کشیده می شود را فراموش نخواهد کرد و یاد سربازان وطن و عاشقان میهن را گرامی خواهیم داشت.

مسلماً در چنین لحضات حساس و سرنوشت سازی که تاریخ معاصر مذهب و کشور در بستر خفقان و خشونت نوشته می شود، یاد و نام آزادی خواهان و عدالت گستران و حق جویان آفتاب و مهتاب آسمان مملکت عزیزمان خواهد بود.

در خاتمه از همه نهادهای قضایی و حقوقی و انسانی جهان، تقاضا دارم تا نسبت به خانواده های تحت ستم زندانیان ایران توجه بیشتری کنند و فرزندان چشم به راه زنجیرشدگان جنایت و قساوت را تحت سرپرستی و مساعدت خداپسندانه و خیرخواهانه قرار دهند و به وظایف بشردوستانه و صلح خواهانه خود عمل نماید.

حسین کاظمینی بروجردی
زندان
...................

آدرسهای بدون فیلتر دسترسی به سایت مجموعه برای کاربران داخل ایران مجموعه فعالان حقوق بشر
http://hrairan.org
http://hrairan.com
SSL Pootocol :
https://hra-iran.org
https://hrairan.com

19 October 2008

نوه شش ماهه مرا در بند امنيتي 209 مي آزردند تا من به همکاري با جرج بوش اعتراف کنم

آيا سي سال قبل ملت ايران بي دين بودند و باني اين نظام آنها را مؤمن کرد؟ آيا مردم اين مملکت فقير بودند و انقلاب کنوني آنها را ثروتمند کرد؟ آيا بگير و ببندهاي امروز شما به اندازه سي سال قبل است؟ آيا تعداد زندانها با ديروز ايران يکسان است؟ آقايتان در بدو ورود به گورستان پايتخت در برابر خبرنگاران جهان گفت شاه شهرها را خراب کرد و گورستانها را آباد نمود، آيا محصول سي ساله شما غير از اين است؟...
پدرم که از اکابر علماي پايتخت بود، به جرم عدم پذيرش تز مصيبت بار ديانت ما همان سياست ماست، ناجوانمردانه کشته شد و قبرش را ويران کردند و مادرم را که عروس يک مرجع و همسر يک مجتهد و مادر سادات بود، با زجر تمام به قتل رساندند و نوه شش ماهه مرا در بند امنيتي 209 مي آزردند تا من به همکاري با جرج بوش اعتراف نمايم

به رهبر (!) ايران

حسين کاظميني بروجردي

نامه سرگشاده


با نام آفريدگار مهربان و نوازشگر و با سلام بر ملت عزيز و نجيب و شريف و عرض ادب به آب و خاک مقدس و ميهن مظلوم.

اينجانب، بندي زير شکنجه که از خانداني برجسته و تحت اشارات کتب رجالي و انساب مي باشم و بيش از سي سال از بهترين ايام عمرم را صرف اعتلاي فکر توحيدي و فرهنگ معنوي و رواج اخلاق الهي و ترويج ادبيات ديني نمودم، به جرم ناباوري مذهب دولتي و نرفتن به بازار اسلام سياسي و نپذيرفتن دين حکومتي دو سال و نيم است که در بندهاي مختلف اوين به انواع زجرهاي رواني و فشارهاي جسماني و اغلال عصبي و اثقال عاطفي، مبتلا هستم که در خلال اين مدت، بارها با نامه به وسيله اشخاص مرتبط با شما، حقايق را اظهار کردم که هر بار مزيد بر اذيت عمّال عذاب گرديد، اينک که به خاطر وفور دردهايم در آستانه مرگ قرار گرفته ام مي خواهم تا با نگارش سطوري، تاريخ معاصر جهان را به اسراري چند مزين نمايم چراکه تقويم جاري کاملا اين مدعي العموم آزادي اعتقادي و استقلال فکري را مي شناسد و کلامش را به عنوان اسناد انکارناپذير ثبت مي نمايد.

امروز عامه مردم ايران، اسلام سياسي را آزموده اند و بيلان کار آن را در عمر انقلاب فعلي مشاهده کرده اند وعده هاي مهم و مؤثر در برانگيختن جامعه را سي سال قبل، از بنيانگذار حکومت فعلي شنيدند و محصول آن پيش بيني هاي بزرگ را با تمام وجود يافتند، الان اين رعيت ايراني خواستار رفع سانسور عقيدتي و دفع تفتيش مذهبي و برطرف شدن فشار و محدوديت در انتخاب راه زندگي است.

اکثريت ملت مي گويند اگر با راي عامه اهالي کشور، تغيير نظام شاهنشاهي صورت گرفت هم اکنون نيز همان اکثريت قاطع، خواهان برچيده شدن خفقان و زور و استبداد و سرکوب است، اگر ميزان هيأت حاکمه فعلي آراي مردم مي باشد، بايد رفراندوم در فضاي آزاد و غير مرعوب و بدون گزينه هاي حکومتي باشد و چون مسئولين امور بنا به اسناد و مدارک موجود مجرم هستند و به کرّات به ايران و اسلام و ملت خيانت کرده اند و آثار آن در کشتارها و ويراني ها و زندان ها و گورستان ها و تبعيدها مشخص و معلوم مي باشد، لهذا بايد رأي گيري زير نظر مستقيم ديده بانها و ناظرين سازمان ملل متحّد انجام پذيرد، وقتي که صندوق رأي از فيلتر شوراي نگهبان که نگهبان تاج و تخت ولايت فقيه است و وزارت کشور که تسبيح دست روحانيون درباري است، مي گذرد چگونه ايده و آرزوي هفتاد ميليون نفوس ايراني تحقق مي يابد؟ آنگاه که کروبي که از عوامل پنهاني دستگاه حکومتي است، اقرار مي کند که با چند ساعت خفتن او، دگرگوني اساسي در نتايج آرا ايجاد مي شود، چه طور مي شود رأي گيري ها را مردمي و سالم و دست نخورده تلقي کرد؟ صاحب اين حکومت سي سال قبل گفت که اگر مشروعيت محمد رضا شاه به رأي مجلس مؤسسان به پدرش رضاخان بوده، به پسرش چه مربوط است و آن موقع مردم آن طور مي خواستند و حالا نمي خواهند، من هم همان منطق ايشان را تکرار مي کنم که اگر سي سال قبل ملت ايران با وجود فريب بزرگي که خورد و خيال نمود که زيربناي اين رژيم استقلال و آزادي و جمهوريت و خداجويي است که به تدريج خلاف بيّن و عيني و عملي و علني آن رويت شد، ميل به چنين سيستم سياسي پيدا کردند، اکنون هيچ گونه تمايلي به ادامه آن ندارند و پشتوانه اين حرف من يک راهپيمايي مسالمت آميز سراسري است، چنانچه بيش از راهپيمايي بيست و دوم بهمن شما، جمعيت به خيابانها بيايد، بايد تسليم خواست ملت شويد و لااقل به حريّت جامعه و آزادي انديشه و استقلال ديدگاه ها و رهاسازي آئين پرستش از قيود و مداخله ها تن دهيد، چگونه چکهاي عجيب و غريب آقايتان در بهشت زهرا را تاريخ گويا و پويا و جوياي ايران زمين، فراموش کند که مدينه فاضله اي را نشان داد و بهشت زيبائي را ترسيم نمود که نتيجه اش فقر و فلاکت و درد و رنج و بيماري و ذلت و فروپاشي خانواده ها و رواج اعتياد و ورشکستگي اقتصادي و بي اعتباري ديني بود، امروز پروردگار رعيت پرور و مردم نواز در جايگاه اتهام قرار گرفته است، زيرا که هر جنايتي را به اسم ديانت مي کنند. پدرم که از اکابر علماي پايتخت بود، به جرم عدم پذيرش تز مصيبت بار ديانت ما همان سياست ماست، ناجوانمردانه کشته شد و قبرش را ويران کردند و مادرم را که عروس يک مرجع و همسر يک مجتهد و مادر سادات بود، با زجر تمام به قتل رساندند و نوه شش ماهه مرا در بند امنيتي دويست ونه مي آزردند تا من به همکاري با جرج بوش اعتراف نمايم!

گناه نابخشودني اين روحاني آزاديخواه و مخالف مذهب دولتي، مردمي بودن او بود و بس، قبل از حمله به منزلم در آخرين جلسه دعا و توسلم که سراسر بود ازعشق به يزدان پاک و تطهيردر کوثر ماورايي، با دست خالي و بدون حمايت جرايد و در بايکوت کامل و جامع رسانه هاي جمعي در بزرگترين استاديوم سرپوشيده کشور دهها هزار نفر را گرد آوردم تا آرامشي به دلهاي گرفتاران باشد و عقده گشايي از قلبهاي رنجور و اين پايگاه بي نظير اجتماعي و قدرت مانور اعتباري موجب خشم وزارت اطلاعات گرديد و با همدستي بيدادگاه ويژه اش در يک حمله سراسري با قشون تا دندان مسلح به خانه مسکوني من يورشي ناعادلانه بر پير و جوان و زن و مرد و بزرگ و کوچک حاضر در کوچه و اطراف منزلم نمودند که صدها زخمي به دنبال داشت و فيلم هايش در آرشيو مجامع حقوقي و مراکز بشر دوستانه جهان موجود است و در اين لشکرکشي که براي سرکوب مردمي که خواهان گرايش هاي مذهبي بدون دخالت حکومت بودند از گازهاي ميکروبي و شيميايي استفاده کردند و بسياري را مبتلا به سرطان هاي مغزي و ريوي و کبدي و سينه و معده نمودند که در هر ماه شاهد مرگ اسفناک تعدادي از حاضرين آن فاجعه مي باشيم، فعلا در زندان اوين به نام شما و به خاطر بقاي ولايت مطلقه فقيه انواع صدمات بر من و سياسيون و مذهبيون ناوابسته به حکومت عملي مي گردد که از اين گرفتار زنجير ديکتاتوري، اسکلتي باقي مانده است، روزي که بعد از سي سال زنداني لبناني را از زندانهاي اسرائيل آزاد مي کردند، در تلويزيون دولتي موجود در زندان ديديم که چگونه با توانمندي و حال و روز نيکو و عافيت جسم و امنيت روح رها شد، ولي عکسهاي قبل از زندان مرا ببينيد و کالبدي که در اين دو سال نيم از زندانتان باقيمانده را مشاهده و مقايسه نمائيد!

اينک از شما که در رأس اين حکومت هستيد مي پرسم آيا سي سال قبل ملت ايران بي دين بودند و باني اين نظام آنها را مؤمن کرد؟ آيا مردم اين مملکت فقير بودند و انقلاب کنوني آنها را ثروتمند کرد؟ آيا بگير و ببندهاي امروز شما به اندازه سي سال قبل است؟ آيا تعداد زندانها با ديروز ايران يکسان است؟ آقايتان در بدو ورود به گورستان پايتخت در برابر خبرنگاران جهان گفت شاه شهرها را خراب کرد و گورستانها را آباد نمود، آيا محصول سي ساله شما غير از اين است؟ آيا قتل عام عمومي در شروع اين حکومت و در هشت سال جنگ در مرزها و داخل شهرها و محو احزاب و انهدام رقبا و امحاي معترضين آماري برابر با قتل هاي دوهزاروپانصد سال شاهنشاهي را حکايت نمي کنند؟ شما به اين مردم چه داده ايد که به آن افتخار مي کنيد؟ سوغات انقلاب بي انگيزگي جوانان است و بيکاري و قطع آب و برق و گاز و گراني کمرشکن و تاراج منابع طبيعي و هرج و مرج اعتقادي و حراج ميراث ملي و بسياري ارقام که موجود است.

با تکريم مجدد به آزاديخواهان
سيّد حسين کاظميني بروجردي

27 September 2006

نامه حسین كاظمینی بروجردی به پاپ



نامه حسین كاظمینی بروجردی به پاپ

خدمت عالیجناب پاپ اعظم
با سلام و احترام
اینجانب سید حسین کاظمینی بروجردی صاحب بزرگترین جمعیت مستقل مذهبی ایران هستم که مغضوب حکومت می‏باشم و سالهاست که مورد آزار و اذیت وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت هستم. دلیل عمده فشارها و حصرها و تنگناهای اجتماعی و تبلیغی و روانی و جسمانی بنده، طرد دین دولتی و ناباوری به دنیاطلبی است. شعار حقیر در طول سالیان متمادی، صلح‏جوئی و خداگرائی و بشردوستی می‏باشد، زندگی ساده من و پدرم که از بزرگان علماي تهران بوده سبب گرایشات عمومی جامعه شده و وسیله‏ای برای تقرب مردم به خدای بزرگ گردیده. پدرم مردم‏دار و تکیه‏گاهی برای گرفتاران و بیچارگان شهر بود که چهارسال قبل به طرز مشکوکی در بیمارستان درگذشت و بلافاصله مسجدش که نیم قرن در آن عبادت الهی می‏کرد مصادره گردید و مزارش که در بیرون مسجد نور ميدان خراسان تهران قرار داشت تخریب شد و زائرانش دستگیر و در زندان شکنجه گردیدند و اكنون نيز متعهد به عدم ورود به آنجا مي‏باشند.

بنده در طول چهارده سال گذشته همواره مورد خصومت حکومتی قرار گرفته‏ام که مدعی اسلام‏خواهی بوده و از تشیع دم می‏زده اما با یک روحانی سرشناس از سلسله خاندان پیامبر و آلش چنان ضدیتی می‏کرده که به باور دیگران نخواهد آمد. گناه من آنست که نمی‏خواهم دیانت و سیاست را درهم بیامیزم و آخرتم را به قیمت دنیامداری از دست بدهم، جرم نابخشودنی بنده آنست که حقیقت اسلامی را عیان می‏سازم که شعارش مصالحه و مسامحه و تساهل و گذشت است. تشیعی را بازخوانی می‏کنم که پیشوایش، قاتل خود را از خواب بیدارمی‏کند و مجال گریز به او می‏دهد و پس از ارتکاب ترور، سفارش وی را به فرزندانش می‏کند که اگر مورد عفو قرار گیرد برای پدر مضروب و مجروح بهتر است.

اکنون که برایتان نامه می‏نویسم در آستانه قتل قرار دارم و پنجاه روز است که منزلم در محاصره نیروهای دولتی قرار دارد و حکم تیرباران حقیر و یاران و پیروانم صادر گردیده، ولی به یاری خداوند از تسلیم شدن اجتناب کرده‏ام و مهیای کشته شدن می‏باشم. هر لحظه احتمال حمله پلیس و چماق به دستان حکومتی به خانه‏ام می‏رود در حالی که همسر و فرزندانم کفن پوش و چشم به راه قاتلین هستند.

عالیجناب پاپ اعظم، آخرین جلسه دعا و نیایش من به گزارش خبرنگاران داخلی و گواهی فیلمها و عکسهای موجود در بزرگترین ورزشگاه سرپوشیده ایران به میادین و خیابانهای اطراف آن رسید و سبب حیرت ملت و غضب دولت گردید. اکنون پیروانم در چنگال ظالمان مدعی اسلام قرار دارند و در شکنجه‏گاه‏های مخوف جان می‏دهند. رسانه‏های جمعی داخلی تحت بایکوت و سانسور شدید وزارت اطلاعات قرار دارند و کلمه‏ای از من نمی‏نویسند و خبرگزاریهای بین‏المللی که به پخش مسائل بنده می‏پردازند با جمع‏آوری ماهواره‏ها در داخل کشور روبرو می‏شوند. فلذا چاره‏ای جز کشاندن این وضع اسفناک به سازمان ملل نبوده و باید از طریق سازمانهای مدافع حقوق بشر مانع ادامه تجاوزات گردید.

انتظار می‏رود که دیده‏بانهای حقوق بشر و حافظین صلح برای حمایت از دین آزاد و سنتی مورد تبلیغ من مداخله کرده و از جان بنده و خانواده و یاران و پیروانم محافظت نموده و صدای محصور مرا به جهانیان برسانید.

حسین كاظمینی بروجردی
از زندان
این نامه بوسیله آقای نادر زاهدی معاون دبیر کل حزب مشروطه ایران به نماینده واتیکان تحویل داداه شده است.