این سخنان نه افشاگری است و نه واجد حرف و حدیث تازه و طرفه ای می باشد. اسلام از محمد و علی و عمر تا خمینی و خامنه ای ابزار و وسیله و بهانه ای برای کسب قدرت و به تبع آن کسب ثروت و مکنت بوده است. اسلام برای اسلام فروشان و آخوندها و دینکاران و تمامی شیادان و شارلاتان های تاریخ همواره وسیله بوده است نه مسئله. دین و مذهب و الله و اسلام اگر مسئله و مشکلی بوده، در حقیقت برای اسلام زدگان و توده های مسلمان ِ اسیر جهل و خرافات مسئله و مشکل بوده است.
لابد آنانی که با توجه به بختک حکومت اسلامی در ایران، کماکان معتقدند که:« مسئله دین نیست!» با شنیدن این سخنان از زبان بنیانگزار جمهوری اسلامی تأییدی بر باورها و تحلیل های خود می یابند. در صورتی که بالعکس، این واقعیت تاریخی نشان می دهد که مشکل و معضل و گرفتاری و بیچارگی ملت ایران همین دین است. همین ابزار تحمیق مردم، همین وسیلهء سواری گرفتن و در صدر نشستن و غارت و مفتخواری ِ علما و آیت الله ها.
بنا به همین واقعیت، مبارزه و مخالفت با جمهوری اسلامی از مخالفت با اسلام و انتقاد از اسلام جدا نیست. به عبارتی دیگر، چنانچه اسلام بهانه و وسیلهء قدرت طلبی و هژمونی خواهی اسلام پیشگان است، پس مسلماً ضرورت دارد که بهانه به دستشان نداد. لازم است که این وسیله را از دست ایشان گرفت.
از سوی دیگر از عقل و منطق بدور است که جمهوری اسلامی را نظام جهل و جرم و جنایت و تبعیض و غارت و شکنجه و اعدام و سنگسار و هزار و یک نکبتِ اسلامی دیگر بدانیم، اما در عین حال ایدئولوژی راهنمای همین نظام را محترم و مقدس و آسمانی بشمار آوریم و از گل نازکتر سخنی سزاوارش نپسندیم. و یا هر زشتی و پلیدی و نامردمی در حکومت اسلامی را فقط محصول اعمال افرادی چون خمینی و خلخالی و خامنه ای و جنتی و امثالهم به حساب آورده و ایدئولوژی همین حکومت را، اسلام راستین و اسلام مترقی و دین مبین و دین حنیف بنامیم و بری و پیراسته از هر فساد و فتنه و فاجعه بشناسیم! این تناقض را چگونه حل می کنید؟
( این موضوع که گفته شود آخوندها از اسلام ایدئولوژی ساخته اند و با استفادهء ابزاری از اسلام حکومت تشکیل داده اند نیز بدون تردید سفسطه است. اسلام هم ایدئولوژی و هم پلاتفرم و برنامهء عملی و راهنمای عمل حکومت اسلامی بوده است. همگان به خوبی می دانیم که پیامبر اسلام بر اساس نص صریح آیات قرآن حکومت تأسیس نمود، نهادهای حکومتی تشکیل داد، خمس و زکات و مالیات اسلامی جمع آوری کرد و به نام اسلام با قبایل و اقوام و ملت های دیگر جنگید. پس اگر کسی از اسلام استفادهء ابزاری کرده باشد، نخستین فرد خود پیامبر اسلام بوده است.)
این اشتباه مسلم و محرز و این سردرگمی و گمگشتگی و نادانی دقیقاً به این می ماند که مقصر و مسبب و باعث و بانی تمامی جنایت ها و کوره های آدم سوزی و نسل کشی و جنگ ویرانگر دوم را فقط و فقط کردار و رفتار افرادی چون هیتلر و گوبلز و گورینگ و آیشمن و دیگران بدانیم و ایدئولوژی فاشیسم را دین و آیین مقدس مردم آلمان بشناسیم و دائماً نگران باشیم که خدای نکرده سخنان ما احساسات فاشیست ها را جریحه دار نکند. که باید به اعتقادات و باورهای فاشیست ها احترام گذارد. که به مقدسات فاشیست ها نبایست توهین کرد!
و یا مثلاً قتل عام ها و اعدام ها و بازداشت گاه های سیبری و اردوگاه های کاراجباری و گولاک و دیگر جنایات کمونیست ها در شوروی را صرفاً به استالین و ژدانوف و بریا و مولوتوف و دیگر همکاران وی نسبت داد و ایدئولوژی کمونیسم و دیکتاتوری پرولتاریا و سوسیالیسم علمی و مارکسیسم را فلسفه و اندیشه و اصولی بدون تضاد و تناقض و معضل و مشکل دانست و هر نقد و انتقادی از کمونیسم را توهین به مقدسات مردم شمرد!
حقیقت این است که تا زمانی که نقد و بازنگری و بازکاوی اسلام و قرآن و دین و مذهب با هدف اسلامزدایی از جامعه و به طور وسیع در سطح جامعهء ایران به عنوان ضرورت اجتماعی و فرهنگی و سیاسی امروز ما، به گستردگی و در همهء نهادهای آموزشی و دانشگاهی و در رسانه های عمومی و رادیو و تلویزیون و روزنامه ها رواج نیابد، و در یک دوره ای حرف و حدیث عامهء مردم، در کوچه و خیابان و حتا بر سر سفرهء غذا نبوده و دغدغهء جمعی و ملی ما نباشد، نخواهیم توانست از این بغرنجی و از این مرحلهء گرفتاریِ تاریخی ایرانزمین برهیم.
در جامعهء ایران تا هنگامی که ریش و ریشه و پشم و پیل مرتجعین و متدینین و مؤمنین را نتراشیم و شمشیر را از دست آخوند و ملا و مؤمن نستانیم و احترام نهادن به جهل و خرافات و زشت ترین اعتقادات اسلامزدگان بخواهد همچنان نگرانی ما بوده باشد، هرگز نخواهیم توانست رنگ آزادی و دموکراسی و رعایت حقوق بشر و پیشرفت و ترقی را در زندگی اجتماعی خود به چشم ببینیم و سهم ما از غرب کماکان همان غربزدگی خواهد بود.
آینده ایران و نجات حوزهء عمومی از تجاوز دینداران و دینکاران، حداقل به عمر چند نسل، نیاز مبرم به استفاده از تمامی ظرفیت های آمرانهء مصوبات قانونی و حکومتی داشته و با مماشات و مسالحه ممکن نیست بتوان با خوی تجاوزگر و پرخاش جو و قدرت طلب آخوندها و اسلام فروشان مقابله نمود.
جنبش جامعهء مدنی در ایران، اگر با خود و در درون خود همزمان و همگام جنبش اسلام زدایی را نیز حمل نکند، حرکت ندهد و به پیش نراند، هرگز هیچ راهی به دیهی نخواهد برد. دینفروشان در هر گام و با هر قدم پایش را قلم خواهند کرد.
بزرگترین خطا و نابخشودنی ترین اشتباه، مماشات و شف شف و تساهل و اتخاذ روش هایی پر از ادا و ژست های دموکراتیک در برابر اسلام متجاوز است.
اگر پادشاه ایران حجرهء چارتا آخوند گردن کلفت و عمامه گنده را در مدرسهء فیضیه بر سرشان خراب می کرد، تمامی سرزمین ایران در تجاوز 57 بر سر ملت خراب نمی شد.
به گفتهء سلمان رشدی : اسلام با شمشیر آمده است، با شمشیر هم می رود
http://khakeiran.blogspot.com/






